امشب دل من هوس رطب کرده( نشریه زبان سرخ شماره 9)

نوروز هم آمد و رفت. در آن روزها که آجیل های بی پسته یا با پسته می خوردیم؛ هفت سین بعضی ها بی سکه بود و آجیلشان بی پسته و رویای شب هایشان شاید سواری بر پراید! وقتی تعطیل بودیم گوجه فرنگی سلطان شد و به مرغ رسید. راستی خبر داری چرا گوجه فرنگی گران شده؟ قابلیت احتکار که ندارد! کمبود تولید هم که نداریم! شاید بعضی ها از ناراضی بودن مردم سود می برند؛ شاید همان «یک درصدی ها» و شاید هم به علت ذات فرنگی مآبی اش باشد...
خودمانیم بین این دغدغه ها و بحث های نوروزی کمتر کسی می پرسید، منظور آقا از «حضرات تکنو کرات» چه کسانی هستند؟ یا بحث رابطه با آمریکا چه می شود؟ آیا با توجه به توأم بودن پیشرفت و عدالت، نباید همزمان با توزیع عادلانه ثروت، به تولید مشروع ثروت در قالب شعار های اقتصادی 5 سال گذشته پرداخت؟
و شاید باید توبه کرد از این که دغدغه های انقلابیمان را 20 روز فراموش کردیم. روی صحبتم با کسانی نیست که در هر گوشه ایران از خود و ناموس شان فیلمبرداری می کنند و به یک برنامه های کذایی ماهواره می فرستند. همان هایی که وقتی مردم انقلابی ایران مشغول دفاع بودند در صف ویزا می خوابیدند و حالا هم فرزندانشان در صف اولند. الحمد لله سفارتخانه ی دولتِ فخیمه تعطیل شد سفارت خانه که چه عرض کنم بگذریم... بگذار آنها با لایک های مجازی دلخوش باشند. سال هاست که از آنها آبی گرم نمی شود و شاید بعد از این هم نشود...
راستی خبر دارید باز هم به یک دانشگاه در سوریه حمله شد. هنوز هم مسلمانان میانمار را آتش می زنند؟ قیمت طلا هم از دستمان در رفت... دو کُره به جان هم افتادند و البته کسی نمی پرسد برنامه ی اقتصادی ما برای حماسه چیست؟ در این روزهایی که دغدغه ها ما را وادار به صدا کردن حسنک نمی کند؛ زبان بسته های مظلوم می میرند.
روز ملی انرژی هسته ای هم آمد و رفت، راستی شهید بعدی کیست؟ نمی دانم چرا ناخودآگاه یاد پاهای روی میز می افتم؟ یکی برای تحقیر ایرانی و یکی مایه ی افتخار ایرانی. پاهای وزیر خارجه انگلیس (جک استراو) که در زمان تصدی دبیری شورای عالی امنیت توسط حسن روحانی برای تحقیر نماینده ملت ایران، روی میز بود. و پای مصنوعی سعید جلیلی دبیر کنونی که از جاکنده شد و روی میز مذاکره پرت شد تا همه بدانند که نان فدا سهل است و ما جان می دهیم.  نمی دانم چگونه از دوران حکومت «افساد طلبان» یاد کنم!؟ از غضنفر های «یک درصدی» چه باید گفت؟از قبول خفت بارNPT؟ ازتصویب پروتکل الحاقی بدون مصوبه مجلس؟از دم از قانون زدن های «قانون شکنان»؟ از ترتیبات اجرایی که دانشمندان ما را مجبور می کرد برای فکر کردن هم به آژانس توضیح بدهند... شهدای هسته ای را به خاطر بیاورید... با آن روند باید برای فکر کردن هم بازخواست می شدند! جالب این که غضنفر ها به جای عذر خواهی از امت و رهبری، طلبکار هم هستند! همان ها که بدون مصوبه مجلس و در نتیجه بدون تایید شورای نگهبان و رهبری، پروتکل الحاقی را تصویب کردند.یعنی قانونی خلاف شرع و قانون اساسی و در نتیجه طاغوتی... نظیر شوهر دادن بحرین به دست پهلوی ملعون. و جالب تر اینکه در آن زمان با این همه خوش رقصی حضرات برای غربی ها 7 قطعنامه شورای حکام که اتفاقا بر عکس قطعنامه های شورای امنیت الزام آور است؛ علیه ایران تصویب شد! و حاصل این به اصطلاح تنش زدایی شد تبدیل ایران به یکی از محور های شرارت از دیدگاه بوش ملعون! و البته به قول دکتر عباسی از کسی که روی مبلی می نشیند که از مبل شاه نرم تر است نمی توان انتظار پیگیری قاطعانه حقوق ملت انقلابی ایران را داشت!
حضرات هرچه می خواهند کتاب بنویسند. مخاطب سخنان رهبری درباره عقب نشینی های هسته ای خودشان هستند! همان ها که غرور ملت عزیز ایران را در سعد آباد جریحه دار کردند. حتی بر خلاف ادعایی که افساد طلبان دارند و ریشه ی خود را به مصدق و جریان ملی مذهبی نسبت می دهند، در منش آنها که غیرت و آبرو را حراج می کنند، ارزنی از غیرت مصدق هم وجود ندارد هرچند که مصدق هم چندان انسان انقلابی نیست!
البته از طایفه ای که تیتر می زنند دوران امام تمام شده است و کاریکاتور علمای دین را می کشند و جامعه ی ولایی را انحصار توتالیتر و ضد مردمی می دانند و اعتقاد به عصمت را مخدوش قلمداد می کنند و دین را منشا خشونت و امام و نواب صفوی را خشونت گرا می خوانند، نباید انتظار بیش از این  داشت! اما شما که در دهه هفتاد «پدر خوانده» را عالیجناب سرخ پوش خطاب می کردید و به ظاهر با هم اختلاف داشتید، چطور شد حالا کاسه، کوزه یکی شدید و امروز پس از «شهردار تکنوکرات» به عنوان گزینه ی دوم پدر خوانده مطرح هستید؟ و هزاران سوال بی پاسخ وجود دارد که در مجال مناسب بیان خواهد شد تا تشت رسوایی مدعیان یک بار برای همیشه بر زمین بیافتد.
در پایان باید متذکر شد که خون احمدی روشن ها گربیان حضرات سازش کار ضد انقلاب را خواهد گرفت، لکن حضراتِ «اسلام آمریکایی» که دیگران را زمانی با این عنوان خطاب می کردند، چگونه می خواهند دم از تبعیت محض از ولایت فقیه بزنند و خود را ولایتمدار بنامند؟ سوالی که شاید گذشت زمان پاسخش را بیشتر روشن کند و از روسیاهان با پایان زمستان رونمایی شود.



/ 0 نظر / 44 بازدید