تو دیگر سابقه داری؛ طلبه سیرجانی(نشریه زبان سرخ شماره 5)

قابل شنیدن!

طلبه سیرجانی تو خیالت راحت باشد ما هنوز هم چانه شعار دادنمان گرم است. مگر ندیدی بازار مرغ مهار شد!؟

بگذار سر در لاک خود فرو کنیم. تو دیگر سابقه داری طلبه سیرجانی، تازگی ها به خودت در آینه نگاه انداخته ای؟ موهایت جو گندمی شده و صورتت بر افروخته تر از همیشه. آری، هر چه به لحظه شهادت نزدیک شویم صورت ها باید بر افروخته تر شود. این رسمی است از رسول کربلا و کربلا شهری است در منتهی الیه کوفه !

از یاورانت دیگر هیچ کس نمانده. خودت هستی و خودت. درست مثل روز اولی که از سیرجان خارج شدی. نمی دانم شاید برای ما؛ خارجی شدی!

از بس که می شنوم تو را می گیرند دلم می گیرد. به خودت رحم نمی کنی به دل ما رحم کن. به خودت رحم نمی کنی به خانواده ات رحم کن. اصلا بگذار اصحاب فتنه بخورند؛ بگذار تاجران فتنه ببرند. بگذار کوفه و شام دست به دست هم دهند تا عدالت ذبح شود.

بگذار بغض فروخورده مان را در گلوها نگه داریم. آری " یاوران علی همه دین دارند؛ که نام دخترانشان دنیاست ". رها کنید ما را در این رنج بی حساب.

و من هم چون می خواستم بشر نشوم، سیمی را به سمت آسمان گرفته بودم تا سیمم را وصل کنم. شهرداری اعلام کرده بود انشعاب خارج از شبکه نداریم. به قول شاعر " شاعری خانه نداشت در خیابان خوابید شهرداری سرذوق آمد و اقدامی کرد ".

/ 0 نظر / 24 بازدید