توطئه شیطان (نشریه زبان سرخ شماره 4 )

رسد! و سهم هر گروه محفوظ بماند، که البته این نوع نگرش شاید برخاسته از توهم توطئه باشد اما به هر حال به نظر می رسد شاید یک مدیریت مشترک بیرونی (نظام صهیونیزم جهانی) دستورات لازم را صادر می کند و شیوه های فعالیت و نوع مخاطب شناسی را به آنها متذکر می شود. مثلا: بعضی از فِرَقِ متصوفه در بخشی از قسمت های مرفه نشین شیراز تور خود را گسترده اند و طعمه های خود را از میان خانواده های متمول انتخاب و عمدتا به طرق ماوراءالطبیعی جذب می کنند. بعضی دیگر نظیر گروههای شیطان پرستی و مسیحیت پروتستانی طعمه های خود را عمدتا از میان جوانانی که احساساتی ترند و در برقراری ارتباط با جنس مخالف از محدودیتی برخوردار نیستند و بیشتر با نظام عاطفی پرورش یافته اند تا نظام فکری و منطقی مناسب و از میان خانواده هایی که نسبت به انجام فرایض دینی بی تفاوتند و نظارت کمتری بر فرزندان خود دارند، انتخاب می کنند؛ البته علت این امر آنست که اینگونه افراد بر حسب مسلک زندگی خویش زود به ته خط می رسند و پس از امتحان کردن تمامی مسیرها و عدم ارضای امیال فطری معنوی، به پوچی رسیده و کلا سوژه های مناسبی برای شیادان به شمار می روند. در این زمان است که این کذابان با محبت های فراوان خویش و ترسیم نمودن افق جدیدی برای ایشان و با لِه کردن عقاید قبلی و تبلیغ علیه مذهبی که آنها را بدین خاک سیاه نشانده (به تصور خویش!) آنها را به سمت خود جذب می کنند. در این بین گروهی دیگر از نحله های انحرافی مانند بهاییت و بعضی فِرَقِ تصوف هم عمدتا طعمه های خود را از میان اقشار مستضعف و طبقه خرده بورژوازی انتخاب کرده و با محبت و همدردی در مسایل اقتصادی، وارد شده و با خرج کردن اسکناسهای انگلیسی و صهیونیستی ایشان را جذب کرده و آنها را عبد و مطیع خود می سازند. گروهی هم با چسباندن خود به عارفان حقیقی نظیر آیت الله قاضی، آیت الله بهجت و ... و ارائه نقل قولهای دروغ از زبان ایشان وگاها با استفاده از علوم غریبه و رمل و جفر و یا با استفاده از جنیان تسخیر شده شان به یارگیری پرداخته و قلوب جوانان را به تصرف خویش در می آورند. تجربه نشان داده است این عارف نماها طعمه های خود را عمدتا از میان جوانان و خانواده های مذهبی و عاشقین کشف و شهود به دام می اندازند. انرژی درمانی و یوگا و تله پاتی و هیپنوتیزم و پرواز روح و ... هم که همیشه دستاویزی برای اغفال زنان و دختران و سوء استفاده های جنسی و اخاذی از ایشان بوده است که عمده ی این بانوان کسانی هستند که از طرق صحیح، موفق به ارضای نیاز فطری خویش به محبت و عشق نشده اند.

با تمام این تفاوتها و دسته بندیها، اشتراکاتی هم در شیوه تبلیغ و جذب این گروههای انحرافی مشاهده می شود که بدین شرح است:

1) مهمترین شیوه جذب در اکثر این نحله ها و نقطه مشترک آغاز کار این است که به صراحت علیه عقاید مذهبی مخاطب خود قیام نمی کنند بلکه ابتدا در نظام حقوق و وظایف دینی خلل ایجاد کرده و با تکیه بر حقوق وی(که علی الظاهر توسط نظام تبعیض آمیز دینی پایمال شده است!)، او را نسبت به انجام وظایف و فرایض دینی بی میل و بی رغبت می کنند. این روی دیگر همان سکه ایست که روی آن نوشته: "خوب بودن کافیه، نماز خوندن دیگه برا چیه؟" در واقع ارائه معنویت بجای دین که تعریفی کاملا قرون وسطایی و پروتستانی علیه دین می باشد و نتیجه آن رسیدن به پلورالیسم دینی و نسبیت است.

2) گام دوم این افراد نشان دادن تعارضات ظاهری در دین، ضد علم نشان دادن دین، دست گذاشتن بر بعضی احکام اسلامی علی الظاهر خشن!، ظلم های موجود در جامعه و انتساب آن به متدینین و حاکمیت دینی می باشد که این شیادان با سوء استفاده از این گزاره ها و با تکیه بر برخی احادیث، روایات و آیات خوفی و تنبیهیِ دین مقدس اسلام، خدایی را برای آنها ترسیم می کنند که تنها هدفش از آفرینش انسان، عذاب و شکنجه بنده اش می باشد و جهنم را بعنوان غایت آفرینش در دین اسلام معرفی می کنند.

3) در این هنگام با محبت های بی دریغ و ارائه آرمانشهر خویش به وی و دعوت این جوان به محافل جمعی شان، او را به آرامی به سمت نحله و مسلک خویش رهنمون می سازند.

4) نکته ی قابل توجه در مورد این گروهها این است که عمده آنها ابتدائا حرفی از سیاست نزده و موضع گیری سیاسی نمی کنند و حتی بعضی از آنها مانند فِرَقِ متصوفه خود را دشمن سیاست می خوانند اما پس از جذب و مشاهده ثبات قدم در مجذوب، ماهیت کثیف سیاسی خود را که ضدیت با اسلام و نظام است را روشن می سازند.

5) تربیت خانوادگی و سطح بهره مندی والدین از تعالیم دینی و شرایط محیط رشد و زندگی نقشی اساسی در جلوگیری از انحراف جوانان دارد.

6) بهترین راه جذب پسران جوان، دختران زیبارو و بهترین راه جذب دختران جوان، پسران خوش تیپ می باشند و لذا عمده ی طعمه ها جوانانی هستند که در این مسیر قدم بر می دارند

به هر طریق مطالب مذکور بخش کوچکی از فعالیتهای نحله های انحرافی و عرفانهای کاذب در جامعه می باشد که امیدواریم با آگاهی بخشی و نشان دادن مسیر عرفان واقعی از طریق رسانه ها و ارائه آموزشهای اعتقادی و کلامی در دانشگاهها به دانشجویان و در مدارس و مساجد به فرزندان و خانواده ها از طریق روحانیت و اساتید صاحب نَفَس و همچنین هوشیاری بیشتر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در برخورد با این دکان داران شیاد، بزودی شاهد کاهش سیر گرایش جوانانُ به این نحله ها باشیم.    

/ 0 نظر / 9 بازدید