ورود به منطقه جدید

بعضی اهل دانشند و برخی اهل بینش و اگر این دانایی و بینایی با هم باشد، بسی راهگشاتر است.

بعضی به پر کردن اوقات فراغت می‏اندیشند؛ بعضی هم به پربار کردن این اوقات و میان این دو، فاصله بسیار است.

بعضی به درک می‏اندیشند و بعضی به مدرک. میان این دو هم تفاوت بسیار است.

اگر بپذیریم که عمر و فرصت‏های ما یک سرمایه هستند، برای رساندن آن به بهره‏وری هم باید بکوشیم و جدا از پسند این و آن و جوسازی‏ها و جوزدگی‏ها، در نهایت عمر به این قضاوت دست یابیم که: «عمر را به بطالت و باطل، سپری نکرده‏ایم »

این هدف متعالی، فعالیت، هوشیاری و عزم راسخ می‏طلبد.

عمر ما مثل یک دوره آموزشی است. ما اکنون سر کلاس زندگی نشسته‏ایم؛ کلاسی که هر کس را یک بار در آن می‏نشانند و درس زندگی می‏دهند؛ پایان عمر هم اتمام این دوره است. طبیعی است که همه به یک نحو این دوره را نمی‏گذرانند. فهم، معرفت و آگاهی انسان‏ها در چگونگی گذراندن این دوره، بسیار مؤثر است.

شما اکنون در مقطع عمر و دوره آموزش و آزمایش، وارد مرحله جدیدی شده‏اید؛ با فضایی جدید؛ دوستانی تازه؛ استادانی جدید؛ موضوعاتی متفاوت با آموزه‏های قبلی؛ چشم‏اندازی جدا از گذشته و انتظارات و توقعاتی که دوستان، پدر و مادر، بستگان، جامعه، دین و مکتب از شما دارند.

چه باید کرد تا این مقطع هم با موفقیت سپری شود؟

چند نکته عملی و کاربردی یادآوری می‏شود که توجه به آنها برایمان کارساز است و در بالندگی آینده شما مؤثر:

 به عنوان دانشجو، نگاه‏ها و قضاوت‏ها را به دنبال خود می‏کشانید و بیم‏ها و امیدهایی را برمی‏انگیزید. سعی کنید چنان باشید که امیدها به سنگ یأس نخورد و وجود شما به عنوان مایه امید، مورد توجه دیگران قرار گیرد.

از جریان زلال انگیزه و هدف، مراقبت کنید. به قول سهراب سپهری، «آب را گل نکنیم»؛ زیرا هدف‏های متعالی و انگیزه‏های در خور تحسین اولیه، گاهی زیر غبارهای غفلت محو می‏شود و یا اهداف فرعی و ثانوی، ما را از هدف نخستین، غافل می‏سازد و یا انگیزه‏ها از آن زلالی نخستین در می‏آید و آلوده می‏شود.

 بعضی‏ها تحت تأثیر محیط، جو، شرایط و نگاه‏ها، آن خود طبیعی را فراموش می‏کنند و تبدیل به چیز دیگری می‏شوند. شاید غرور علمی و مرعوب محیط دانشگاه شدن و یا عنوان پرکشش دانشجو، بعضی‏ها را دچار نوعی خود برتربینی کند و همین سبب شود که در مراحل علمی، ارزشی و اخلاقی، به جای رشد، درجا بزنند و به جای اعتلا، سقوط کنند. خیلی‏ها در ورود به منطقه جدید، داشته‏های قبلی خود را جا می‏گذارند. شاعر گفته است:«شاعری وارد دانشکده شد / دم در، ذوق خود را به نگهبانی داد/  شاعری وام گرفت / شعرش آرام گرفت!بی‏شک، ایمان، اعتقادات مذهبی و باورهای دینی، سرمایه‏هایی هستند که می‏توانند به شرط سالم ماندن و مصون بودن از دستبردها و آسیب‏ها، تا پایان راه، ما را امداد کنند. مبادا که داشته‏های خود را جا بگذاریم و دچار فقدان هویت شویم و یا فرم هویت ما را دیگران پر کنند!

 متدین و پاک ماندن در محیط مذهبی و مسجد و در شرایط مناسب و ایده‏آل، چندان ارزشمند نیست و هنر به شمار نمی‏آید. اگر انسان سر دوراهی دین و دنیا، هوس و عقل، شهوت و تقوا یا صداقت و فریب قرار گیرد و بتواند بر جاذبه‏های پول، هوس و شهوت غلبه کند و گوهر نجابت و سرمایه عفاف خود را حفظ کند، هنر کرده است. به هر حال، حرکت در سرازیری گناه از هر کسی بر می‏آید؛ اما صعود به قله پاکی و پیمودن راه سربالا و دشوار تعهد و مسلمانی، نفس‏گیر و دشوار است و هنر مهم انسان‏های بااراده، مبادا که سختی صعود، ما را به سراشیبی سقوط بکشاند!

انتخاب دوست خوب، نقش مهمی در رشد علمی و موفقیت درسی و اعتلای اخلاقی دارد.

هم‌نشین تو از تو به باید

تا تو را عقل و دین بیفزاید

رفاقت با افراد تنبل و سست اراده، انسان را به ورطه سستی و تنبلی و عقب‏گرد می‏کشاند، اما دوستی با افراد هوشمند، زرنگ، عاقل، نجیب، درس‏خوان، جدی، متین و متدین، روحیه تلاش، جدیت، دینداری و اخلاق را بالا می‏برد. این مسئله چون بسیار سرنوشت‏ساز است، نباید سرسری گرفته شود.

عمر دانشجویی، کم و گذراست و تا چشم بر هم نهی، سپری می‏شود. این را سپری شدن سریع عمر از کودکی تا امروز نشان می‏دهد. گویا همین دیروز بود که به مدرسه می‏رفتی و مشق می‏نوشتی و فصل امتحانات و تعطیلی تابستان و... پیش می‏آمد. روزها و سال‏های آینده هم همین طور است؛ به سرعت می‏گذرد. بُرد با کسانی است که در داد و ستد با زمان، نبازند و اگر عمر و جوانی را می‏دهند، دانش و تجربه بیاموزند و در پایان کار، دچار حسرت نسبت به روزهای گذشته نشوند.در این مقطع، به دلیل فضای باز فکری و سیاسی، گاهی شبهه‏ها و سؤال‏هایی پیش می‏آید که دانشجو نباید در شک و تردید بماند که خطرناک و لغزنده است. استادان و دوستان اندیشمند و باصلاحیتی را شناسایی کنید و آنان را مأمن و پناه فکری و روحی خویش قرار دهید و در چنین مسائلی، به بحث و گفت‏وگو بپردازید. مبادا که شبهه‏ها و سؤال‏ها شما را مسئله‏دار کند و از درس و پیشرفت بمانید و انگیزه‏ها را از دست بدهید.

 ادب در رفتار، زیور انسان است. احترام به دیگران، احترام به پدر و مادر، استاد، همدرس و هم‏اتاق، نشانه معرفت و قدرشناسی است. هرگز مباد که عنوان، نام، علم و اصطلاح، ما را از ارج نهادن و احترام گزاردن به صاحبان حق، باز دارد. حضرت علی علیه‏السلام در سخنی زیبا می‏فرماید: «مهمانت را اکرام کن؛ هر چند فقیر باشد و به احترام پدر و معلمت برخیز؛ هر چند که تو امیر باشی»

نوع رفتارمان با والدین در دوران دانشجویی، می‏تواند گواه رشد عقلی و اخلاقی ما باشد یا خدای نکرده، دلیل تکبر و غرورمان !خودسازی را نباید دست کم گرفت. برای پرواز در فضای گسترده انسانیت و رسیدن به مرتبه خدمت‏گزاری به همنوعان، هموطنان، جامعه، میهن و مکتب، هم بال علم لازم است؛ هم بال ایمان. به فرموده حضرت علی علیه‏السلام «علم و دین، توأم و با همند؛ اگر از هم جدا شوند، هر دو می‏سوزند و می‏سوزانند»

بهره‏گیری از جلسات معنوی و برنامه‏های اخلاقی و عرفانی و رسیدن به رتبه خودسازی، می‏تواند بال دوم پرواز ما باشد. بکوشیم در طول دوران دانشجویی، از این خط و وادی فاصله نگیریم و رابطه خود را با مسجد، جلسات قرآنی، شخصیت‏های وارسته و برنامه‏های معنوی حفظ و تقویت نماییم؛ و الا ممکن است غافلانه به این جا برسیم که:

برداشته‏ایم آن چه بگذاشتنی است

بگذاشته‏ایم آن چه برداشتنی است

باری؛ نه خود را از یاد ببریم، نه خدا را، نه هدف را و نه جامعه را.

جواد محدثی

 

/ 0 نظر / 10 بازدید