مادران بی حیا، پدران خلافکار(نشریه زبان سرخ شماره 5)

ایرانیِ آماده برای ازدواج وجود دارد که مسئله ی اولشان و مهمترین مشکل و دغدغه شان ازدواج است. این دسته از جامعه همان افرادی هستند که در آینده زمام امور مملکت و تمام پست های کلیدی را بدست خواهند گرفت. حتی اگر نخواهیم از نام بحران استفاده کنیم، باز هم این معضل ریشه ی بسیاری از مشکلات دیگر جامعه در تمام زمینه ها اعم از فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی می باشد. بطور مثال ریشه ی معضلاتی نظیر مسکن، اشتغال، اعتیاد و جمع کثیر دیگری از این دست معضلات را می توان جوان بودن جمعیت کشور و نیاز اصلی آنان یعنی ازدواج دانست.

این نیاز اساسی متأسفانه باعث شده است تا بخشی از دختران جامعه، که از جهتی تحت فشارهای شدید روحی و عاطفی و غریزی می باشند و از جهتی نیز بعلت فرهنگ غلط رایج در جامعه پیرامون به تأخیر افتادن ازدواج، تحت فشار خانواده و اطرافیان می باشند، برای یافتن همسر، مجبور به آرایش و عرضه ی خود در کف خیابانها و مجالس و دانشگاهها و ... شده و پله پله به سمت اباهه گری و بی بند و باری گرایش یافته و طبیعتا این مسیر یک طرفه بوده و معصومیت از دست رفته باز نخواهد گشت و از طرف دیگر این امر موجب تغییر معیار در مردان از معیارهای عقلانی به سمت معیارهای نفسانی و ظاهری خواهد شد و این مسئله تبدیل به منشِ رایجِ مردان گردیده و قهرا فرهنگ غالب جامعه متأثر از این مسائل خواهد گردید و البته این موضوع خود در آینده سر منشأ مشکلات بعدی بوده و هرگز چنین ازدواجهایی به زندگی آرام و عاشقانه ای منجر نخواهد شد و در مواردی به اختلافات شدید و طلاق خواهد انجامید. که پیامدهای افزایش تعداد مردان و زنان مطلقه در جامعه ناگفته پیداست.

از جهتی نیز چون متأسفانه ازدواج در فرهنگ غلط امروز خانواده های ایرانی هزینه های بالایی دارد، این امر باعث می شود تا مردان پس از طی مراحل تحصیل و خدمت سربازی برای یافتن شغل و کسب درآمد و پس اندازآن، سالها ازدواجشان به تأخیر افتاده و در طی چند سالی که این جوانان نیاز مبرم عاطفی و جنسی به ازدواج داشته و بعلت فراهم نبودن حداقل های اقتصادی ازدواجش به تاخیر افتاده، یا به طرق حرام به ارضای امیال عاطفی و جنسی خویش مشغول بوده که عوارض چنین افعالی پرواضح است و یا به سرکوب آنها پرداخته است که بحران عقده های ناشی از به تاخیر افتادن ازدواج در آینده گریبانگیر وی و کل جامعه خواهد شد. از سویی دیگر عمده ی این جوانان برای دست یابی به حداقل هایِ یک زندگی مشترک و همچنین در مقایسه ای که میان خود و دوستان و طبقه ی مرفّهِ جامعه انجام می دهند به این نتیجه می رسند که اگر بخواهند به طرق معمول منتظر فراهم شدن شرایط شوند، باید سالها وضعیت آشفته ی کنونی را تحمل کنند، لذا بدنبال راههایی برای تسریع این روند گشته و برخی برای اینکه یک شبه ره صد ساله را بپیمایند و به آمال و آرزوهای خویش دست یابند، به جرایم و تخلف های اقتصادی و اجتماعی همت گمارده و به خیال خام خویش با دست زدن به این ریسک ها یا ثروتمند گردیده و یا قافیه را باخته؛ جمله ای که اخیرا زیاد میان جوانان شهرمان رایج است: یا عادل آباد، یا معالی آباد! .

لذا عمده ی جرایم گوناگونِ به وقوع پیوسته در سطح جامعه، نشئت گرفته از وضعیت نابسامان معیشتی جوانان و این نوع نگرش آنان به مشکلات موجود می باشد و خاستگاه بیشترِ فسادها و ناامنی های موجود در سطح جامعه، نیاز فطری جوانان به ازدواج می باشد.

از جانب دیگر والدین نیز درگیر مشکلات روحی و اقتصادیِ فرزندان خویش گردیده و این مشکل به سطح خانواده ها هم تسرّی یافته و آرامش روانی از میان خانواده ها و بالطبع جامعه رخت بر می بندد. وقتی پدر خانواده برای حل این مشکلات مجبور می شود تا پاسی از شب به دور از خانواده بوده و به اصطلاح جان بکند تا بتواند برای دختر خویش جهیزیه آبرومند تهیه کرده و برای پسر خویش هزینه ی مراسمات عقد و عروسی و سایر هزینه ها را فراهم کند، و مادر خانواده هم از فرط ناراحتی و افسردگی به بیماریهای گوناگون دچار شده و گوشه گیر شود، تمام این اتفاقات موجب غفلت والدین از تربیت فرزندان و به بیراهه رفتن آنان می شود، که این خود بر ناامنی های موجود در جامعه افزوده و فسادهای افسار گسیخته اخلاقی و امنیتی را باعث خواهد شد.

برآیند تمام این معضلات، در آینده، بحرانهایی را در سطح جامعه ایجاد خواهد کرد که نسل های بعد را تهدید کرده و آینده مملکت را تحت الشعاع قرار خواهد داد. روند موجود باعث خواهد شد تا برخی دختران فعلی و مادران آینده متأسفانه یا دچار درد بی حیایی گردیده و یا مادرانی افسرده و منزوی شوند و برخی مردان کنونی و پدران فردا نیز یا افرادی فاسد و بِزِهکار شده و یا دچار پرخاشگری و عقده های ناشی از به تاخیر افتادن ازدواج گردند. حال سوال اینجاست که با این تفاصیل فرزندان نسل بعد با چه معیارها و ارزشهایی در دامان این والدین پرورش خواهند یافت؟

از جمله ی بحرانهایی که آینده مملکت را تهدید خواهد کرد، می توان به موارد ذیل اشاره کرد: بالا رفتن سن ازدواج که از سویی باعث رشد فساد و ناامنی گردیده و از سویی باعث افزایش فاصله ی سنی میان والدین و فرزندان می شود که این افزایش فاصله ی میان نسلی خود باعث بیگانگی ارزشی و فرهنگی والدین و فرزندان گردیده و خانواده گریزی فرزندان را باعث خواهد شد، کاهش رغبت والدین به تولید مثل و در نتیجه کاهش جمعیت و پیر شدن آن در آینده، افزایش زندگی های مشترک بدون ازدواج، افزایش تعداد بانوان مجرد و بیوه و مطَلَّقه که فساد افسار گسیخته ای را در آینده باعث خواهد شد و بر لغزش ها و تنوع طلبی مردان خواهد افزود، تَسَرّیِ  عقده های جنسی به حیطه های مختلف اجتماعی، دریده شدن پرده های حیا در جامعه، افزایش آمار خیانت میان زن و شوهرها، افزایش آمار طلاق، کاهش نشاط و شادابی میان جوانان و خانواده ها و افسرده شدن جامعه، افزایش تولد فرزندان ناخلف و بیماریهایی نظیر ایدز و بسیاری بحرانهای دیگر که همگی باعث فروپاشی بنیان خانواده که مهمترین رکن یک جامعه می باشد، خواهد شد، نظیر وضعیتی که اکنون در غرب شاهد آن هستیم.

اما نوک پیکان انتقادات به سمت دولتمردان و خانواده ها نشانه رفته و از سویی شاه کلید حل مشکلات تدابیرمسئولین می باشد. آنان می بایست با برنامه ریزی و ارایه مدلهایی متناسب با آموزه های اسلامی- ایرانی فرهنگ ازدواج آسان و به موقع را در جامعه نهادینه نموده و البته باید بدانند که تحت هر شرایطی برخی از رسومات هیچ زمان در جامعه مطرود نخواهد شد، لذا این مسئولین هستند که باید با تدابیر خویش فضایی را فراهم نموده تا جوانان جرأت پا پیش نهادن را به خود دهند و با ازدواج به موقع، جلوی بحرانهای حال و آینده را بگیرند . از طرفی نیزخانواده ها باید به فرزندان خود بیاموزند، ازدواج یعنی از صفر شروع کردن و مقایسه وضع فعلی خود و همسرشان با والدین، کاری اشتباه است. در آخر امیدواریم شاهد فراهم شدن فضای جامعه چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ فرهنگی باشیم تا این آسیب اجتماعی بزودی سیر نزولی یافته و بحرانهایی که اساس خانواده را هدف قرار داده بزودی ریشه کن شود.

/ 0 نظر / 32 بازدید