رابطه یا آمریکا شاه کلید فتنه92( نشریه زبان سرخ شماره 8)

سالهاست که خواص و مطلعین هنوز چپ نکرده ی امت حزب الله و دانشجویان عدالتخواه، به سوری بودن دسته بندی راست و چپ و همسوییِ پشت پرده ی عمده ی رجال سیاسی کشور بر سَرِ منافع جمعی و فردیِ خویش فریاد برآورده اند اما همیشه با چماق تقوی و حفظ وحدت سرکوب شده و ضد ولایت فقیه خوانده شدند! اتفاقی که جمع کثیری از استعدادها و امیدهای فردای انقلاب را منزوی و پرونده دار کرد. چیزی که بر هر انسان معقول و صاحب اندیشه ای از هم صدایی و جهت گیری های همسو با ضد نظامِ این سیاسون فاسد واضح و مبرهن می شود، ارتباط پشت پرده و رئیس و مرئوسی میان برخی رجال سیاسی و صاحبان رسانه با غرب و استکبار جهانی و به کلام آمدن منویات آمریکا و اسراییل از زبان ایشان می باشد، اما همیشه به علت فقدان مدارک و مستندات کافی هیچ کس یا جرأت بیان چنین واقعیاتی را نداشته و یا به بدترین وجه سوالات عدالتخواهان در گلو خفه شد و پرسشگران قلع و قمع شدند. اما هرچه پیش می رویم گذر زمان واقعیات بیشتری بر آنها که هنوز خود را به خواب نزده اند روشن ساخته و کهنه زمزمه های عدالتخواهان بر ایشان روز به روز بیشتر اثبات می شود.
متأسفانه یکی از عمده معضلاتی که همیشه جامعه ی ما و تمام جوامع را دست به گریبان ساخته، عدم اطلاع رسانیِ صحیح رسانه ها و نرسیدن پشت پرده ها به مردم می باشد که همین بی اطلاعی از مواضع منافقانه ی خیلی از رجال سیاسی، مرده باد و زنده بادهای تاریخ را اکثر مواقع به ناحق رقم زده و باعث به دار آویخته شدن شیخ فضل الله نوری ها شده و بنی صدرها را بر سرِ زمام امور ملت گمارده است. اما ما بی قرارانه و مضطربانه تمام آنچه از نفاق جریان های سالوسِ سیاسی می دانیم با شما امت عزیز در میان گذارده و قضاوت را به عهده خودتان می گذاریم.
آنچه در پشت پرده ی فضای سیاسی کشور و در جلسات خصوصیِ احزاب و ائتلاف ها در حال وقوع است، حکایت از سناریوی بسیار کثیف و مرموزانه ای دارد که بطور قطع سالها پیش در اتاق فکرهای نظام استکبار جهانی طرح ریزی و برنامه ریزی شده و اکنون آگاهانه و ناآگاهانه توسط بخش کثیری از انقلابیون پیشین و پیاده نظام شان در حال اجرا می باشد. سناریویی که اگر به خوبی بتواند فضای سیاسی و رسانه ای و به تَبَعِ آن افکار عمومی را در سیطره در آورد حاصل آن حذف رهبری نظام چه بصورت فیزیکی و چه بصورت منزوی کردن ایشان در اذهان عمومی خواهد شد و در این راه هم آمریکا و اسراییل از هیچ کوششی فروگذار نیستند. این همان فتنه ایست که امثال سردار قاسمی در بحبوحه ی فتنه ی 88 از ناچیز بودن فتنه ی آن روز در مقابل آن گفتند و ما نفهمیدیم. اگر آن زمان دو دسته بندیِ متضاد وجود داشت و دشمن پیش رو بود و تشخیص دوست و دشمن تا حدودی ساده می نمود، اما اکنون دشمن از میان همین به ظاهر خودی ها برخاسته و تشخیص دوست و دشمن بسیار سخت است. به هرحال علیرغم عدم اطلاع از تمام زوایای سناریوی برنامه ریزی شده ی حضرات، بر اساس آنچه که تاکنون از میان جلسات سیاسیون درز کرده، مطالب دلالت بر فضاسازیِ نوعی دوقطبی در ساحت افکار عمومی توسط مدیریت داخلی و خارجیِ جریانهای سیاسی دارد. اگر بر حسب قردادهای ظاهری جریانهای سیاسی را دسته بندی کنیم، در حال حاضر 4 جریان سیاسی وجود دارد که عبارتند از: اصلاح طلبان (با تمام گرایشات)، محمود احمدی نژاد و جریان انحرافیِ اطراف وی، اصولگرایان (که عده ای تلاش دارند این گروه را حزب اللهی ها معرفی کنند!) و امت حزب الله و جریان خُلّصین و انقلابیونِ پیرو خط رهبری. در سناریوی پیش بینی شده ی دیکته شده از خارج، برای تمام این جریانات برنامه ای همه جانبه و هماهنگ طرح ریزی شده که نقطه مشترک و اسم رمز وحدتِ این جریانات طرح بحث رابطه با آمریکاست.
این جریانات مدتهاست که با هماهنگی جریان انحرافی در دولت و مافیای اقتصادیِ داخلی که در دست پدرخوانده و سران این جرانات سیاسی و آقازادگان و وابستگانشان می باشد، فشارهای همه جانبه ای را بر گُرده ی مردم تحمیل کرده و فنرِ تحمل مردم را تا ته فشرده اند و با احتکار مایحتاج روزمره ی مردم و اخلال در بازار ارز و طلا و... و با انداختن تمام مشکلات گردن تحریم ها توسط رسانه های مزدورشان، روز به روز به خیال خود مردم را خسته تر کرده و به سمت تشنگی برای برقراریِ رابطه با آمریکا پیش برده اند. از سوی دیگر آمریکا و سایر دشمنان خارجی با هماهنگیِ جریانات سیاسیِ داخلی از هیچ کمکی به این سیاست فروگذاری نکرده و با روز افزون کردن این تحریم ها و تبلیغات سنگین علیه مغز متفکر سیاست خارجیِ ایران (رهبر معظم انقلاب)، تمام تقصیرها را به پای ایشان و حامیان شان نوشته و مسبب تورم و پایین آمدن سطح رفاه مردم را رهبری نظام معرفی کرده و تنها راه برون رفت از مشکلات را رابطه با آمریکا و کوتاه آمدن رهبر انقلاب از مواضع خویش معرفی می کنند. تا شاید بدین طریق بتوانند مردم را رو در روی رهبر و انقلاب خویش قرار دهند.      
از سوی دیگر در داخل اصلاح طلبان، برخلاف تمام دعواهای زرگریِ عدم حضور در انتخابات و شبهه افکنی در خصوص سلامت انتخابات، از چندی پیش پروسه ی مظلوم نمایی و توبه و تطهیر موسوی و کروبی از زبان بزرگان نظام و چپ و راست را کلید زده اند که برخلاف ظاهر امور، هدف آن چیز دیگر و شخص دیگری ست. طبق آنچه در جلسات اخیر اصلاح طلبان مطرح شده است، آنها به خوبی می دانند که نظام هرگز زیر بار تطهیر و حضور دوباره ی این فتنه گران نخواهد رفت اما این خود ابزار مهمی برای ایجاد وحدت در اصلاح طلبان و همدل کردن آنها برای تحمیل اشخاصی نظیر خاتمی یا محقق داماد به نظام می باشد. در مورد جریان انحرافی و شخص رئیس جمهور، برنامه ی تحمیل مشایی به هر قیمتی به نظام ولو ایجاد تنش های سیاسی و آشوب و قشون کشی های خیابانی و اختلال در برگزاریِ انتخابات و تضعیف سطح معیشتیِ مردم با تعلل ها و سوء مدیریت ها و سیاست گذاریهای در خدمت سرمایه داران در دستور کار قرار گرفته است که البته خود ایشان نیز از تحمیل مشایی به نظام چندان مطمئن نیستند لذا آلترناتیوهای دیگری نظیر الهام، نیکزاد و ... را برای روز مبادا کنار گذاشته اند. اما در ارتباط با اصولگرایان هم جا انداختن بحث قحط الرجال و معرفی چندین کاندیدا و ایجاد تشتت و گیج و منگ کردن مردم در دستور کار قرار گرفته است. جالب اینکه تمامی این کاندیداها از دوستان و غلامان پدرخوانده می باشند و عمده ی آنها به رأی نیاوردن خود اذعان داشته و صرفا در تحقق منویات پدرخوانده و البته گرفتن باج خود و حزب خود پا پیش نهاده اند تا دست آخر این تشتت، مردم را به سمت خرمهره ای با سابقه ی اجرایی و خانوادگیِ خوب و علی الظاهر شخصی نخبه گرا که شعار رابطه با آمریکا را هم نمی دهد سوق دهند تا ذائقه ی مردم راسخ به آرمانها را نیز بدین طریق ارضا نمایند.
به هرحال این پازل طراحی شده ی فرماندهان داخلی و خارجی برای انتخابات 92 می باشد که حکایت از فتنه ای عظیم دارد و البته این برنامه بسته به شرایط می تواند تغییر کند. اما چیزی که واضح است اینست که هر شخصی از این جریانات که رأی بیاورد در واقع پدر خوانده و مدیریت مشترکِ گوش به فرمان آمریکا رأی آورده و نقطه ی مشترک همه ی آنها حذف رهبری و یا منزوی کردن رهبری در نظر مردم می باشد که ان شاء الله با هوشیاریِ مردم و با به میدان آمدن دلسوزان واقعیِ نظام، این امر به تحقق نخواهد پیوست.
مَکَروا وَ مَکَرَ الله وَاللهُ خَیرُ الماکِرین.
 
                  

/ 0 نظر / 16 بازدید