خدا را شکر کن که انتخابات به دادَت رسید؛ وگرنه ...(نشریه زبان سرخ شماره 10)

این متن خطاب به کدام یک از مسئولین نیمه محترم استان فارس می باشد؟ لطفا پاسخ های خود را به شماره پیامک نشریه ارسال بفرمایید.

مدتهاست اذهان مردم و عدالتخواهان استان فارس درگیر فعالیتهای بودارِ تجاری و سفرهای مبذرانه و نشست و برخاست هایِ اَشرافیِ یکی از مقامات استان فارس می باشد و از این رو سوالات و انتقادات متعددی روانه ی ساحت مقدس ایشان گردیده است. اما چنانچه می بینیم انگار نه انگار اینجا جمعیتی اُسکُلِ حضرتِ وی گردیده اند و جناب مستطاب کما فی السابق به امور روزمره ی خویش اشتغال دارند. هرچند که با پیغام و پسغام بسته های پیشنهادی و سپس تهدیدیِ خود را یکی پس از دیگری به آدرس ما ارسال می کنند! که همه چیز حکایت از پایان زمستان و ماندن سیاهی به زغال دارد.

بسیار جالب است! شاید هم اَسَفناک، نیک که بنگریم متوجه می شویم که شاید اولین بار است که مسئولی بدین بلند پایگی در استان فارس بدین صراحت و وقاحت حکم رهبری معظم انقلاب را زیر پا می گذارد و یک لیوان آب خنک هم رویش! و آب هم از آب تکان نمی خورد و هیچ کس هم کوچکترین اعتراضی نمی کند. ما ملت شهید پرور از طبیعی ترین حق خویش در حکومت اسلامی که توزیع عادلانه ی ثروت (بخوانید بیت المال) می باشد، در این استان گذشتیم، بی انصاف لااقل به امر رهبری در خصوص پاسخگوییِ مسئولین و حضور در دانشگاهها گردن بِنِه، اصلا ما به دَرَک؛ سَرِ پل صراط جواب آن پیر مراد را چه خواهی داد؟ نکند آنجا هم مشایی معاون اولِ خداست؟! شاید هم اینقدر کارنامه ات سیاه است که نیاز به باز کردن و دفاع ندارد؟

راستی به تازگی مطالب تازه ای به گوشمان خورده است، نه ... اشتباه نکن، دخالتت در واگذاریهای صنایع و معادن و سازمان همیاریِ شهرداری ها و استخدامهای استانداری و هدایت غائله ی عید نوروز پاسارگاد توسط نزدیکان شما و ولخرجی ها و سفرهای عشیره ای و ارتباطات جالبت با برج سازان و متمولین و خلاصه سَرَت را درد نیاورم، تمام آن کیفر خواست قبلی را عرض نمی کنم، جریان «خرم بید» را عرض می کنم. همان دستور رئیس جمهور در واگذاریِ آن شرکت کذایی به مردم منطقه که با تدبیر حضرتعالی در آتش زیر خاکستر شعله ور شد، ملتفط شدی برادر؟ قضیه ی به شورش درآوردن مردم مظلوم منطقه که منجر به خسارت 20 میلیاردی به بیت المال شد. آری همان 20 میلیاردی که به حساب نکیر و منکرتان واریز شد. شاید هم قرار است همین دنیا با پول حسابهای «ال سیِ» دوستانتان حساب کنید؟

به هر حال در آستانه ی پایان دوران دیکتاتوریِ رضاخانیِ جریان انحرافی بر استان فارس از حضرتعالی ممنونیم و خدا را شکر می کنیم. ممنونیم که اینقدر به فکر مردم فقیر و مستضعفینِ استان بودید و تمام تلاشتان را در جهت فقرزدایی و رفع محرومیت ها و مبارزه با اشرافی گری و کاهش فاصله ی طبقاتی و شکستن حلقه های بسته ی مدیریتی و خلاصه تمام آنچه آرمان امام راحل و رهبریِ معظم بود، انجام دادید! آن هم با پایه گذاری و افتتاح آن همه برج و رستوران و مجتمع تجاری؛ که حتی کمیته ی امداد کشور دوست و همسایه، چین را هم پای کار آورد و با کیفیت ترین اجناسش را بدون منت به ما ملت مستضعف انفاق کرد! ممنونیم پتوی خود را کف دانشگاه پهن کرده بودید و شما را حتی بیشتر از اساتید دروس عمومی زیارت می کردیم و حتی وقتی سوال کم می آوردیم، خودتان سوال طرح می کردید و به ما می دادید تا خدایی ناکرده در دو دنیا شرمنده ی ما ولی نعمتان انقلاب نشوید، ممنونیم که با این جدیت فرامین رهبر معظم انقلاب را در مورد حضور در دانشگاهها و پاسخگویی به مردم پیگیری کردید، ممنونیم که این همه مُجِدّانه با مفاسد اقتصادی و زمین خواران مبارزه نمودید که حتی مجبور شدید این مفسدان و بِزِهکاران را با توجه به پر بودنِ زندان عادل آباد در ساختمان اداره تان اسکان دهید و در آنجا از ایشان بیگاری بکشید، ممنونیم که با همکاریِ دوست دیرین مان اسراییل، مجتمع خلیج فارس و هایپر استار را برایمان افتتاح کردید تا از شر آن همه سوپری و بقالیِ گران فروش خلاص شویم و خلاصه از خیلی چیزها ممنونیم که اینجا مجال گفتنش نیست. که خدا حق تان را گردنمان حلال کند.

و خدا را نیز شکر می کنیم که فصل انتخابات در رسید و موضوع گندهایِ مفتضحانه ی شما برای عدالتخواهان از اولویت افتاد تا شما این چند صباح را راحت تر گند زده و مشغول به انجام منویات حضرت اسفندیار باشید. پس با دلِ راحت و به آرامی فنجان قهوه ی خود را میل نما.

    

/ 0 نظر / 10 بازدید