ما این همه از یک دَمِ استاد گرفتیم( نشریه زبان سرخ شماره 8)

صد نامه نوشتی، همه با یاد گرفتیم
حسرت زده ای، ما همه دلشاد گرفتیم
با این همه در بازیِ یادم تو فراموش
در قلب کویری ز تو پهپاد گرفتیم
در جاده ی عشّاق که سنگ تو فرو ریخت
مجنون شده و تیشه ی فرهاد گرفتیم
پیشانیِ تاریخِ تو شد ذلّتِ جاوید
صیّاد صفت تنگه ی مرصاد گرفتیم
همراه تو در جور و جفا حُسنی و صدام
ما شیرِ خدا، یاسر و مقداد گرفتیم
شد شاهد ما بر دگران ساحل اروند
ما پاره ی تن سوم خرداد گرفتیم
جوشید ز دل های جوان فجر دگر باز
آبان شد و ما لانه ی بیداد گرفتیم
هرگز نَبَری پی به دلم بی خبر از عشق
ما این همه از یک دَمِ استاد گرفتیم
سرتاسر این خانه شده غرق گل یاس
ما روح خدا در شب میلاد گرفتیم
میرمهدی اسدی

/ 0 نظر / 16 بازدید