علی یعقوبی کیست؟(نشریه زبان سرخ شماره 9)

علی یعقوبی قطب معنوی جریان انحرافی است که در اواخر دهه هفتاد شمسی شکل گرفته و هنوز هم کم و بیش به حیات خود ادامه می‌دهد. وی در تاریخ 1344 هجری شمسی در تهران متولد شده و پدرنامبرده آقای «زین العابدین یعقوبی» در 13 اسفند سال 60 توسط عوامل گروهک منافقین ترور می شود.  پدر وی از اعضاء انجمن حجتیه بوده (منابع تائید نشده) و علی یعقوبی شوهر خواهر رامین مهمان پرست است. وی پس از اخذ دیپلم در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل می‌شود بعد از مدتی تحصیل را رها کرده و به دنبال علوم غریبه می رود، علی یعقوبی در خصوص ترک رشته پزشکی و ورود به این عرصه در یکی از جلسات سخنرانیش در سال 81 می گوید: « حدود پانزده سال پیش من هم مشغول زندگی خودم بودم بهترین موقعیت‌ها را داشتم ایام محرم شد کتاب منتهی الامال را برداشتم که بخوانم رسیدم به این جمله - خیلی هم سخت گریه می‌کنم بنده- رسیدم به این جمله که اسب امام حسین (صلوات الله علیه) تنها به سوی خیمه ها برگشت. یک دفعه گفتم: بله! دوباره خواندم سه بار خواندم از تمام صفحه‌های که نوشته شده بود،‌ ترسیم شده بود گذشتم از این صحنه نتوانستم عبور کنم گفتم: دیگر نمی‌توانم طاقت بیاورم. درس پزشکی می‌خواندم رها کردم. موقعیت‌هایی داشتم همه را کنار گذاشتم گفتم دیگر نمی‌توانم، من به زندگی خودم مشغول باشم و اسب مولای من تنها برگشته باشد، این ماجرا اثر عجیبی گذاشت، پیمان بستم تمام زندگیمان را، تمام وجودمان را برای مولایمان قراربدهیم» البته شواهدی دالّ بر اخراج وی از دانشگاه نیز وجود دارد.

یعقوبی پس از ورود به عرصه اجتماع و حضور در دانشگاه فعالیت‌های انحرافی خود را آغاز می‌کند. یعقوبی علیرغم اینکه از هیچگونه سواد حوزوی برخوردار نبوده است ابتدا با برگزاری جلسات سخنرانی برای دانشجویان، بسیجیان، و بچه‌های هیئتی، کم کم افرادی را به دور خود جمع نموده و به طرح مباحثی همچون توحید، ولایت و عوامل غیبت و ……. می‌پردازد. بسیاری از طرفداران وی بر این باورند که علی یعقوبی دارای انرژی های خاصی است که می تواند با آن کارهای عجیبی انجام دهد و در برخی جمله های وی در سخنرانی هایش که در ادامه نوشتار به آن اشاره می شود خودش این موضوع را علناً مطرح میکند و مخالفانش که بیشتر می توان در طیف روحانی یافت به این موضوع اشاره کرده اند که یعقوبی با اجنه ارتباط دارد و آنها را به تسخییر خود در آورده است و شاید هم به عبارت بهتر تسخیر شده!

پس از آنکه جلسات وی با اقبال نسبتاً خوبی روبرو می‌شود نامبرده فعالیت های خود را به صورت سخنرانی هفتگی ادامه داده  و حدود هفتصد تا هزار نفر نیز از جوانان،فعالان برخی  نهادها و ارگانهای مختلف در جلسات وی حضور می یافتند. حاصل سخنرانی‌های یعقوبی در این مدت بعدها  به صورت جزواتی با عنوان نظام عالم (85 جزوه) و نظام بشر (44 جزوه) و به سوی ظهور (20 جزوه) و همچنین کتابی با عنوان چهل شب با کاروان حسینی (حدوداً پانصد صفحه) انتشار یافت.

 « اسلام منهای روحانیت»، حلقه وصل علی یقوبی و جریان انحرافی

فحوای بیشتر سخنرانی های علی یعقوبی  در راستای نظریه های «آخر الزمانی» و راهکارهای «فراهم آوردن شرایط ظهور» است. وی در سخنرانی های متعدد خود گفته است: « من مسائلی را مطرح می کنم که در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و کسانی که مدعی اسلام شناسی هستند نیز از آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجزند، اگر صد عالم، صد شبانه‌روز زحمت بکشند و بخواهند درباره حنیفیت سخن بگویند، به اندازه‌ای که من فی البداهه در این باره حرف دارم، مطلب نخواهند داشت.»

وی همچنین معتقد است هیچ فقیهی در میان شیعه وجود نداشته و کسی غیر از خودش جایگاه واقعی فقه را در نظام معارف اسلامی نمی‌داند. وی در بسیاری از سخنرانی‌های خود به علمای شیعه حمله نموده و آنها رابه قصور در فهم معارف دین متهم می‌کند. دربعضی موارد نیز تعدی نموده و آنها را به مبارزه و محاجه می‌طلبد. و یکی از اهداف خود را از ذکر این سخنان بیدارکردن علمای شیعه از خواب غفلت و نشان دادن راه به آنها معرفی می‌کند!.

وی همچنین می گوید: «وقتی به آقایان می‌گوییم شما اسلام شناس نیستید، می‌گویند: نه هستیم. هستید؟ جداً می‌گویید؟ باشد؛ خداوند اوج اسلام را دین مرضی مطرح می‌کند، یکی از آقایان قم بیاید و دین مرضی را توضیح دهد، هر چقدر هم مهلت بخواهد دارد»! در حقیقت نگاهی دقیق تر نشان می دهد که این گفته ها در همان تزریق اندیشه اسلام منهای روحانیت است که به روش های گوناگون از سوی جریان انحرافی تحجر جدید نمایان شده است.

اما اندیشه های اسلام منهای روحانیت مشایی متاثر از گفته های این فرد می باشد به این دلیل است که یعقوبی بارها در سخنرانی های خود با صراحت گفته است :« پایه (محور) کار ما استنادات قرآنی و حدیث نیست پایه (محور) کار ما دیده‌ها و یافته‌ها هست. این روش که عرض کردم خدمت شما طبق راهنمایی قرآن دنبال کردیم. قرآن دعوت به این روش می‌کند. معارف این نیست که بنشینم یک آیه قرآن را بخوانیم در موردش بحث کنیم ببینیم چه می‌فهمیم بهره‌ای که از این طریق انسان می‌برد بسیار اندک است باید طبق آدرسهای قرآن، انسان حرکت کند و برود در صحنه، عملاً ببیند که در جای جای عالم چه چیزی قرار داده شده است.» ، « بنده به لحاظ دیده‌ها در عوالم بالاتر عرض می‌کنم نیازی نیست، هیچ نیازی نیست»

نکته جالب دیگر که در این زمینه باید به آن اشاره شود تا خط رسانه ای آن به درستی شناخته شود، درباره سی دی انحرافی «ظهور بسیار نزدیک است» می باشد که شالوده فکری و اساس کالبدی آن بر پایه مباحثی است که نامبرده در سلسله بحث های به سوی ظهور خود آورده است.

شاگردان خاص آقای بی سواد روی خط اجنه!

یکی از گفتمانهایی که علی یعقوبی سعی در بزرگ نمایی آن دارد نشان دادن قدرت اجنه و شیاطین است که متاسفانه این خط انحرافی در سالهای اخیر از سوی بعضی از برنامه سازان صدا و سیما پیگیری شده است.ساخت سریالهایی مانند «او یک فرشته بود» و «اغما» خود شاهد مثالی بر استیلای این طرز تفکر در بعضی از برنامه سازان صدا و سیما است.

جمله ای دارد که شاید به گوش آشنا باشد او در یکی از کتابهایش می گوید :«در حال حاضر عوالم به هم نزدیک شده و اجنه و شیاطین وارد دنیا می شوند.» این جمله را در کدام فیلم پر فروش سینمایی سالهای اخیر شنیده اید؟! گفته می شود این فیلم بنابرالقائات نامبرده و بنابر تفکر وی ساخته شده است! و کارگردان این فیلم تحت تاثیر سخنان این فرد بوده است.

برخی شنیدها حاکی است که تعدادی از کارگردانان سینما و تلویزیون نظیر(د.م) و (س.م)و... که سریال های پر طرفداری را در سیما تولید و پخش کرده اند. نظیر(...) با نامبرده ارتباط مرید و مرادی داشته و در قسمتهایی از سریال هایشان رگه هایی از تفکر شیطانی علی یعقوبی در آن دیده شده است!

یکی دیگر از شاگردان نامبرده حاج آقا (الف) کارشناس مسائل دینی در سیما می باشد که از همواره از کاروان ظهور می گوید که تحت تاثیر سخنان ضد روحانیت علی یعقوبی، پس از مدتی به جهت اینکه لباس روحانیت را کسر شان می دانست! خودش را خلع لباس کرد!

از دیگر شاگردان نامبرده که این روزها برنامه ای گفت و گو محور را در سیما در حال پخش دارد و خودش را کارشناس سینمای آخرالزمانی می داند و از هر فیلم هالیوودی به دنبال نشانه های ظهور است (ن.الف) است. از دیگر شاگردان نامبرده آقای (ر) از مدیران برجسته رسانه ملی می باشد که البته سهم مهمی در ترویج تفکر وی نداشته است!

 اگر بخواهیم لیستی از شاگردان این فرد تهیه کنیم سیاهه ای طولانی خواهد شد که در این مقال نمی گنجد و اصلا مشخص نیست که چرا این افراد با این سوابق فرهنگی و بعضا دینی چگونه خود را تحت تعلیم این فرد قرار داده اند.

نظریه حجتیه نوین

یکی از نظریاتی که توسط علی یعقوبی مطرح شده است، نظریه«حجتیه نوین» مبتنی بر رد اصل ولایت مطلقه فقیه بوده است. اصولی که وی درنظریه خود بر آن اصرار دارد عبارت است از: 1- نظام ارزشی حکومت مستضعفین و 2- نظام ارزشی حکومت حقه.

وی براین باور است که تمام حکومت های اسلامی که با شیوه و روش عادی اداره می شود، همان نظام ارزشی مستضعفین است مانند حکومت حضرت رسول ا...(ص)، حکومت حضرت علی (ع) و حکومت فعلی جمهوری اسلامی ایران. اما در حکومت حقه یا حاکمیت حقه اصل السابقون السابقون و اولئک المقربون تحقق پیدا می کند و چنین جامعه ای با قدرت خاص الهی اداره می شود مانند حکومتهای حضرت سلیمان و حضرت داود و حضرت طالوت و ذوالقرنین. درمورد نظام اسلامی نیز ظاهرا عقیده برآن است که دوران حکومت حضرت آیت الله خامنه ای دوران بینابین واگذار است و گذر از حکومت مستضعفین به سمت حکومت حقه است. علی یعقوبی مدعی است: «حکومت مستضعفین با ابزار فقه اداره می شود اما درحکومت حقه کسانی باید حاکمیت جامعه را بر عهده بگیرند که واجد قدرت خاصه نیز باشند.»

مدعیان چنین فلسفه ای در حقیقت بر این باورند باید تا روز تحقق حکومت حقه در کنار رهبر معظم انقلاب باشیم ولی در زمان تحقق حکومت حقه این نیاز رفع می شود یعنی دیگر تبعیت از ولایت فقیه معنا ندارد.در همین رابطه نامبرده بر این عقیده است که در حکومت مستضعفین ولی فقیه حاکم است اما در حکومت حقه، فقه کافی نیست و ابزارهای خاص حکومت الهی نیاز است. بجای ولی فقیه امام عصر(عج) که صاحب اصلی جهان اسلام است حاکم است.

انحرافات عقیدتی - فکری علی یعقوبی

در ذیل به علت فقدان جا فقط بخش اندکی از مبانی انحرافیِ عقیدتیِ وی را تقدیم حضور می داریم و قضاوت را به عهده مخاطبین می گذاریم. ضمنا شباهت های فراوان خذعبلات مشایی با گفته های علی یعقوبی ناگفته پیداست.

ـ ایشان روحانیت را منحصر در فقه فردی دانسته و حجیت علما را تنها در حوزه ای محدود به رسمیت می شناسد، ولی برای

تکمیل این نقص به هیچ وجه یقین مقننی ارائه نمی دهد و خود را مدار حق معرفی می کند. شاید این مقایسه خود با انبیا و ائمه، خطرناک ترین بخش انحراف ایشان باشد!

ـ مجلس خبرگان رهبری را از اساس باطل و اعضای مجلس خبرگان را فاسق و بی دین دانسته و بر این باور است همه آنها باید توبه کنند، مگر اینکه رهبری تأیید کند. تناقض در این کلام خیلی روشن است. ایشان سراغ مرجعیت رفتن را نیز بدون اذن ولی فقیه باطل می داند. تصدی ولایت فقیه را نیز برای این منصب بدون اذن خاص امام زمان باطل می داند؛ یعنی معصیت کبیره است، ولی فقیه را قائم به امام زمان(عج) می داند، نه قائم به قرآن و حدیث.

ـ می گوید جنگ های زمان ظهور از نوع تکنولوژی نیست و قوای خاصی به جن و انس داده می شود که درگیری از آن سنخ می شود. وی البته خیلی در باب این قوا توضیح نمی دهد.

- راه مقابله با آمریکا را قوای مهدوی می داند، نه موشک شهاب و اقتدار سیاسی و نظامی و در ادعایی بسیار خنده دار، باب انتفاع از این نعمات خاصه و قوای مهدوی را در حال حاضر تنها برای حضرت خضر و تا حدودی خودش مفتوح می داند. می گوید امام(ع) امضا کرده اند که غیر از ما دو نفر هر کس بهره مند از این نعمات است به رحمت خدا برود و رفته اند. تنها ما توان ولایت ملکوتی داریم و این را افشا می کنم تا دشمن ناامید شود و دوست امیدوار.

 ـ می گوید دعایی از جنس ملکوتی در جوار استجابت ولایی قرار دارد و نخست وزیر ترکیه بلنت اجویت که در جریان کوی دانشگاه 78 به رهبری اهانت کرد را همین گونه تنبیه کردم و دعایم بین دو تا سه روز مستجاب شد و زلزله آمد، زیرا من در ملکوت بودم و دعا کردم و این دعا حرکتی ایجاد کرد.

ـ می گوید داعی ملکوتی فاعل امر است، زیرا با دعایش سیلی ملکوتی را به سمت ولایت حرکت می دهد و این ولایت است که جهت دهنده و تعیین کننده است. مرگ اسحاق رابین و انتفاضه دوم هم به فاعلیت من در ملکوت بود. ما از خدا خواستیم مردم فلسطین به گونه ای قیام کنند که هیچ کس توان درک آن را نداشته باشد و این قیام تا زمانی که ما بخواهیم ادامه داشته باشد. اینها شبیه کاری است که حضرت ابراهیم(ع) انجام می داد.

ـ مدعی است این دعاها را در ملکوت تنها در اموری انجام می دهم که رضایت امام(ع) را به صورت نوری می بینم.

ـ می گوید من از 313 نفر اصحاب حضرت نیستم و به من وعده شهادت در جنگ چهارم از جنگ های عظیم بین حق و باطل در آخر الزمان داده اند. دشمن خیال می کند من جزو آنهایم. برای همین، بیشتر ایام سال مشغول جنگ با دشمنان نامرئی مهدی(عج) هستم، هرچند در ظاهر و جنبه مادی از رهبر اطاعت می کنم.

ـ می گوید وظیفه دارم اجازه ندهم کسی دارای قوای ملکوتی شود. تا زمانی که خدا بخواهد این مسأله باید انحصاری بماند. در باب نعمات خاصه و قوا بابش بر همه جز من بسته است.

- معتقد است باب ارتباط برزخی با امام زمان کاملا  باز است و همان شبکه امام و نواب که در دوران غیبت صغری بر پا بود، اکنون به شکلی بسیار گسترده تر در عالم برزخ برقرار است. هرکس هر هفته می تواند از امام(ع) یا این نواب اجازه بگیرد. می گوید نزدیک صد نفر هستند که در برزخ اجازه صدور این ملاقات را دارند.

ـ معتقد است مقوله ولایت فقیه، آیات قرآنی ندارد و آیات قرآنی مربوط به ولایت فقیه همان آیات مربوط به حکمت است.

ـ معتقد است هم اکنون هیچ هادی نیست و به زودی در یکی از شهرهای بزرگ جهان واقعه ای عظیم رخ می دهد که هر کس بتواند آن را جمع کند، هادی، حکیم و ولی جامعه است. باید از هر حرفی که او در امور فردی و اجتماعی می زند، اطاعت کرد. البته اول خدا قوای لازمه را به آن شخص می دهد و بعد آن مطلب را به پا می کند.

ـ مراد از «روات احادیث» را که حضرت مهدی(عج) مردم را در زمان حوادث واقعه به آنها رجوع داده، منحصر به زمان نایب خاص دوم و حداکثر زمان غیبت صغری دانسته و آن را شامل دوران غیبت کبری نمی داند.

ـ از خودش بسیار تعریف و خود را با امیر المومنین(ع) مقایسه می کند که از خود تعریف می کرد. روشن است که قیاس مع الفارق است، ولی ایشان حقیقتا خود را در چنین سطحی می بیند!!!

ـ ایشان روش خود را روش انبیا(ع) به ویژه حضرت ابراهیم(ع) می داند و مدعی می شود بر پایه تفکر صراط مستقیم به دنبال تحرک بخشی به مسلمانان به سوی ظهور بوده و از سوی حضرت زهرا(س) وظیفه دارد، زمینه را برای ظهور مهدی(عج) در دوران عمر کوتاهش فراهم کند. مدعی است خود نیز در این راه به شهادت خواهد رسید، چون از حضرت خواسته منفعتی در دوران ظهور نبرد.

ـ ایشان مدعی است که بصیرت ملکوتی دارد و می گوید در زندگی اش تنها در بین تمام علما و فقها یک پیرزن را دیده است که این دید ملکوتی را داشته است ولا غیر.

ـ می گوید اصول دین در دوران غیبت تحریف شده. نباید اموری نظیر توحید، نبوت، امامت، عدل و معاد را اصول دین دانست، زیرا بر پایه قرآن، مهمترین اصل دین «حنیفیت» است.

به هر حال با توجه وضعیت خاص انتخابات سال جاری و برنامه ی تحمیل مشایی به نظام از سوی جریان انحرافی و شخص رئیس جمهور و همچنین طرح مباحثی انحرافی نظیر شعار « زنده باد بهار» که مجموعه ای از معانی انحرافی نظیر مبانی اعتقادی شیخیه و کابالا را در پس خود دارد، لازم دیدیم جهت تنویر افکار عمومی در این قالب به شفاف سازیِ مبانیِ التقاطی و خرافیِ جریان انحرافی بپردازیم و نقش خود را در بصیرت بخشی پیرامون این ظرفیت فتنه زایی ایفا کنیم. در شماره های آتی بطور مفصل تری به بازخوانی گفتار و رفتار سرکرده ی این جریان خواهیم پرداخت. 

 

/ 0 نظر / 1050 بازدید