بازخوانی یک پرونده ی مختومه؛رمز گشای چرایی فشار های اقتصادی(نشریه زبان سرخ شماره

باند مهدی هاشمی و نزدیکان آقای منتظری، تلاش زیادی کردند تا نامه امام خمینی را زیر سوال ببرند و مسئله برکناری آقای منتظری را به افراد دیگری همچون حاج سیداحمد خمینی نسبت بدهند. این جریان حتی جزواتی را هم تهیه کرد و به صراحت جعل خط و امضای امام را به فرزند امام نسبت دادند. البته بعد از درگذشت مرحوم حاج احمد خمینی، شایعات و دروغ ها رنگ و بوی دیگری به خود گرفت و علاوه بر دروغ های سابق، ادعاهای دیگری مبنی بر پشیمانی حاج احمد از نوشتن رنجنامه منتشر شد! این دروغ ها با توجه به متن صریح وصیت نامه و رنج نامه و شهادت دوستان و موضع گیری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام و حتی شهادت مخالفان او از جمله خود آقای منتظری خنثی شد. این دروغها در حالی مطرح می شد که حاج سید احمد خمینی در وصیت نامه خود به صراحت تأکید می کند که «بین خود و خدای خود رضایت کامل دارم که تمام تلاشم برای تقویت اسلام و نظام و امام بوده است و از این جهت در آرامش کامل بسر می برم... من در جهت مصلحت امام، به هیچ فرد و گروهی رحم نکرده ام و خیلی ها را در این راستا رنجانده ام که هنوز هم از این جهت ناراحت نیستم»! اما بازماندگان باند مهدی هاشمی که سالها بغض امام و سید احمد آقا را در سینه داشتند، به این هم بسنده نکردند و بعداً مدعی قتل سید احمد خمینی توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شدند! (این دروغ ها آنقدر مضحک و مسخره است که حتی تکرار آنها هم ظلم به یادگار عزیز امام راحل است.)
دشمنان امام و حاج احمد، برای القای ادعای خود، به بخشی از انتقادهای دلسوزانه حاج احمد به مسئولان وقت استناد می کنند. برای رد این دروغ بزرگ باید شرایط زمانی آن روز کشور را در نظر گرفت، چرا که بدون توجه به آن، نمی توان معنا و مفهوم انتقادها و گلایه های حاج احمد خمینی را به خوبی درک کرد. باید ببینیم حاج احمد خمینی چه می گفت؟ از چه کسانی گلایه می کرد؟ از چه جریانی؟ از چه شرایطی؟ از چه سیاستی؟ و امروز همان جریان کجاست؟! از همه مهمتر اینکه ببینیم مدعیان دوستیِ حاج احمد آقا، امروز مواضع شان به کدام جریان نزدیک است؟! بخش زیادی از انتقادهای سید احمدخمینی برمی گردد به فضای کشور در دولت سازندگی، شکایت از عدم تحمل انتقاد توسط مسئولان وقت کشور و گلایه از وضع محرومان و مستضعفان و بازگشت سرمایه داران ضدانقلاب. فرزند امام با توجه به سیاست های اقتصادی دولت آقای هاشمی رفسنجانی و برنامه ها و شعارهای توسعه، انتقادهای زیادی را نسبت به وضعیت معیشتی محرومان جامعه مطرح می کرد:« ما هرگز اجازه نمی دهیم سرمایه داران زالو صفت که به خون حزب الله عزیز و محرومان و پابرهنگان تشنه اند با در اختیار گرفتن مقدرات اقتصادی در بدنه این نظام مقدس و الهی نفوذ کنند. امروز اردوگاه استکبار برای انحراف انقلاب اسلامی تلاش مضاعفی به کار گرفته است، همه باید هوشیار باشیم و بدانیم که اقتصاد از سیاست و فرهنگ جدایی ناپذیر است»(70/6/27)
«متأسفانه امروز هم خون مستضعفین را سرمایه داران بزرگ و کوچک می مکند. بعضی خیال می کنند به بخش خصوصی بها دادن به معنای آزادی عمل سرمایه داران به شکلی است که هر اندازه خواستند خون مظلومین را در شیشه بکنند. این گونه نمی شود. امام راحل از اول گفته اند که روحانیت به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است، زیرا آنها نمی گذارند مردم مستضعف زندگی عادی و سالمی داشته باشند، مشکل ما تنها این نیست که دولت های غربی با ما مخالف هستند، اگر ما با سرمایه داران بزرگ به طور سنجیده ای برخورد می کردیم آنها نمی توانستند در برابر دولت و ملت یک مسئله ای را ایجاد کنند، از موقعی که سرمایه داران تحت لوای بخش خصوصی به تخریب اقتصادی مشغول هستند، هر روز سنگی در مقابل توان اقتصادی مردم مظلوم و مستضعف انداخته و هر روز سیاست های اقتصاد دولت به بازی گرفته می شود هرگاه سرنخ این تخریب ها دنبال شد، چند نفر سرمایه دار بزرگ را در پشت صحنه می بینیم. اگر ما با سرمایه داران همانند منافقین برخورد می کردیم اوضاع کشور به این صورت درنمی آمد، یک عده سرمایه دار زالو صفت به این بهانه که اقتصاد دولتی مضر است، به حال خود رها شده و به جان این ملت افتاده اند. کسی منکر این نیست که اقتصاد دولتی مضراتی دارد اما به این بهانه نباید لجام گسیختگی اقتصاد حاکم شود» (73/7/3)
حاج احمد خمینی همچنین از عدم امکان انتقاد سالم مردم از مسئولان، گلایه می کند: «باید توجه داشت که طرح آزادانه دیدگاه ها و آرای مختلف برای حفظ و بقای اصول و اساس ارکان نظام و انقلاب ضروری است. یک روحانی چه امام جمعه، چه پیش نماز، چه منبری، چه مرجع و چه شخصیت حکومتی باید دائماً به افراد نزدیک این مسئله را گوشزد کند که آزادی لازمه دین است و این گونه گمان نکنند که فلانی شخصیت بزرگی است و هیچ کس نباید بگوید بالای چشم او ابروست!»
با خواندن این سطور آدم های مریض ممکن است نتایج دلخواه خودشان را بگیرند، اما حاج احمدخمینی در ادامه منظور خود را به طور شفاف بیان می کند و به ما می گوید که دقیقاً منظورش چه کسانی است:
« بجز رعایت حریم رهبر معظم انقلاب اسلامی که وظیفه همه است، مسئولیت ها هر اندازه بزرگتر باشد مردم باید نسبت به طرح نقطه نظرات و انتقادات خود درباره آنها حساستر باشند!... یکی از گرفتاری هایی که متأسفانه بعضی ها به آن دچار شده اند این است که نمی توانند نظرات مخالف خود را تحمل کند. این شیوه عمل منجر به دیکتاتوری می شود و با فرهنگ انقلاب و اصول بنیادین نظام اسلامی ما مغایرت دارد (70/8/23).»
وی در موقعیت های مختلف خطر عدم تحمل انتقاد توسط مسئولان را گوشزد می کند:  «...متأسفانه بعضی ها به غلط معتقدند اگر از سیاستی و یا عملکرد مسئولی در منطقه ای از کشور عمل خود را عین اسلام و حرف خود را حکم اسلامی دانسته و باورش می شود که اسلام و انقلاب همان است که من مسئول فکر می کنم. این باورهای غلطی است .... این گونه روحیات و نفوذ آن به جامعه مقدمه دیکتاتوری است و رسالت رسانه های خبری و خبرگزاری جمهوری اسلامی این است که با آن مقابله کند» و در همین سخنرانی بار دیگر تصریح می کند:« میزان تشخیص حق و باطل و ملاک عمل برای ما، رهنمودهای مقام رهبری به عنوان ولی و پایه اساسی نظام و انقلاب است و حکم ایشان حرف نهایی در همه صحنه هاست» (6/3/72)
اما شاید یکی از حساسترین و بحث برانگیزترین سخنرانی های حاج احمدخمینی، سخنان او در جمع مدیران وزارت اطلاعات در مهرماه سال 73 باشد. وی در این سخنرانی ابتدا کارکنان وزارت اطلاعات را «سربازان گمنام امام زمان» می نامد و ادامه می دهد: «باید با گروه های آشکار و پنهان که ثبات و امنیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را تهدید می کنند امام گونه برخورد کنیم و اجازه ندهیم تحت عناوین فریبنده "متخصص ولو غیرمتعهد"، سرمایه داران بزرگ که مسلماً در بین آنها جاسوس ها هم هستند، برای گردش چرخ های اقتصاد کشور در بدنه نظام نفوذ کنند. اینجانب چندسال قبل هشدار دادم که مذاکره با سرمایه داران بزرگ برای به گردش درآوردن چرخ اقتصاد کشور خطر بزرگی برای انقلاب است! امروز هم سرمنشأ گرانی و اخلال در امور را نفوذ سرمایه داران بزرگ در پیکره اقتصاد کشور می دانم. ما اگر بخواهیم با کسبه جزء و خرده فروشان برخورد کنیم به بیراهه خواهیم رفت. باید با تروریست های اقتصادی و سرمایه داران وابسته به خارج بشدت برخورد کنیم. آنها کسانی هستند که خود و ایادی متخصص شان در رشته های مختلف در ارگان های اقتصادی، فرهنگی و دانشگاهی نفوذ کرده اند و در مواردی با نفوذ در دستگاه های دولتی، عملکرد انقلابی نظام و فرزندان امام را زیر سؤال می برند. در کارخانه ها و ادارات همه تلاش خود را می کنند تا مردم را نسبت به نظام اسلامی و انقلاب بدبین کنند... از اول گفتیم که این گونه سرمایه داران به غیر از منافع شخصی به چیزی معتقد نیستند. چون جو عمومی کشور مذهبی است، با یک ته ریش و تسبیح، خود را مسلمان دو آتشه جا می زنند و به کار خودشان مشغول می شوند. اینکه در ادارات فساد و رشوه خواری است به این علت است که ما از اول برخورد قاطعی با این گونه افراد نداشته ایم. وقتی می بینید عده ای بی ضابطه و از برخورد آرام نظام سوء استفاده کرده و وارد کشور می شوند، اموالشان را پس می گیرند و براحتی فعالیت های گذشته خود را ادامه می دهند و کم کم به صورت شبکه های حرفه ای وارد مراکز اقتصادی و تولیدی، ادارات و دانشگاه ها می شوند، باید انتظار داشت که جوان های انقلابی که تا دیروز در برابر گلوله های دشمن می ایستادند امروز بی تفاوت شوند!»
خاطرات دکتر علی لاریجانی از آن روزها و بازتاب این انتقادها خواندنی است: «دراخبار داخلی، موضع گیری و انتقاد شدید اللحن حجت الاسلام آقای حاج سیداحمد خمینی خبرمهمی بود. سخنان ایشان در رسانه های داخلی و خارجی انعکاس گسترده ای داشت. رسانه های خارجی این سخنان را مخالفت با سیاست های دولت آقای هاشمی تلقی کرده و روی آن داستان سرایی کرده اند. هرچند ظاهر این مطلب مخالفت با سیاست های دولت آقای هاشمی است، ولی نه آن طور که در رسانه های خارجی بزرگ شد!» (سه شنبه 5/7/73) « آقای هاشمی قدری گرفته به نظر می رسید. احتمال می دهم به دلیل نوع موضع گیری هایی که این روزها برخی شخصیت ها و روزنامه ها درباره کارنامه دولت داشته اند، خوشحال نیست!» ( چهارشنبه 6/7/73).
البته ذکر این نکته ضروری است که ما هرگز این انتقادهای حاج احمدخمینی را از دولت، به منزله دشمنی و مخالفت او با آقای هاشمی تلقی نمی کنیم، اما به هر حال نباید فراموش کرد که حاج احمد از سیاست های فرهنگی و اقتصادی دولت و عدم توجیه کافی به آزادی بیان و رفع محرومیت ها گلایه داشت. البته خود آن مرحوم در سخنان دیگری به این شبهه مخالفت پاسخ می دهد: «بعضی ها ایجاد شبهه می کنند که من با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم، اما حقیقت مطلب این گونه نیست و ما در اصول کلی وحدت رویه داریم و اصلاً هیچ اختلافی در میان ما وجود ندارد.» (26/4/72).
به هر حال مجموعه ای از عوامل مختلف از جمله برخی سیاست های دولت به ویژه در بخش های اجتماعی و اقتصادی و عدم توجه کافی به عدالت اجتماعی و شیوع اشرافیگری و نیز عدم تحمل صدای مخالف، علت بسیاری از انتقادهای فرزند امام بود. همان طوری که ابتدا اشاره شد، برخی افراد مغرض بعد از درگذشت حاج احمد سعی کردند. بیماری و در نهایت رحلت وی را به این انتقادها مرتبط کنند و حتی مدعی روابط تیره آن مرحوم با رهبر انقلاب شدند! اما با مروری بر مواضع آن روز رهبر انقلاب متوجه می شویم که انتقادهای حاج سید احمدخمینی تا چه میزان به مواضع رهبری نزدیک بوده است. فراموش نکنیم که اولین منتقد آن وضعیت، شخص رهبر انقلاب بودند که بارها درباره اشرافیگری و عدم توجه کافی به بحث عدالت اجتماعی به مسئولان مخصوصاً دولت تذکر داده بودند که در اینجا به علت کمبود جا شما را برای تحقیق بیشتر به سایت رهبر معظم انقلاب راهنمایی می کنیم.
نتیجه اینکه با مروری برمواضع و انتقادهای آن روز حاج احمد خمینی دقیقاً مشخص می شود که وی از چه شرایطی و از چه وضعیتی گلایه داشت و عاملان و مسببان آن وضعیت چه کسانی بودند؟! حال سئوال اینجاست که امروز آن آدم ها و آن جریان که روزی مورد نقد و شکایت حاج احمد خمینی بودند، کجا هستند؟ نگاه کنیم و ببینیم کارگزاران و تئوری پردازان توسعه و سیاست های اقتصادی دولت وقت، امروز پشت سر چه جریانی قرار دارند؟! و از چه کس و کسانی حمایت می کنند؟! شاید این مهمترین رمزگشای نفاق مدعیان خط امامی (ره) ست که امروز دشمنی با رهبری را تحت لوای آزادی توجیه کرده و رابطه با آمریکا را کلید برون رفت از مشکلات می دانند.  

/ 0 نظر / 19 بازدید