خاکریز گمشده(نشریه زبان سرخ شماره9)

خدایا خطر دوستانم را از من دفع کن دشمنانم با من

مبارزه داخلی دشواری که امام‌ علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) بعد از خلافت و حاکمیت درگیرش شد، به مراتب پیچیده‌تر و از پای درآورنده‌تر از مبارزه‌های دوران جوانی علی‌بن‌ابی‌طالب بود یعنی جنگ رودررو با کفار و مشرکین و اشراف قریش. علی(ع) که هیچ وقت از خطر نترسید. حضرت زهرا(س) ـ در خطبه ده روز بعد از رحلت پیامبر در خطبه فدکیه در مسجد مدینه‌ ـ می‌گوید:« هر وقت که شما از درگیری می‌ترسیدید، هم طرفدار ارزشها بودید و هم حاضر نبودید کشته بشوید. اینگونه طرفداری مجانی از عدالت، طرفداری بی هزینه از عدالت، هر جا خطری بود پدرم، علی را می‌فرستاد به حلقوم جنگ وخطر» علی آدم خط شکن بود. خودش در نهج‌البلاغه می‌گوید: من از 16 سالگی در خط مقدم می‌جنگم تا حالا که بیش از 60 سال از عمرم گذشته و آنقدر تیر و ترکش خورده‌ام که قیافه‌ام عوض شده، که چهره‌ام برگشته و آثار جراحت روی صورتم است. درجایی می‌گوید: «و‌الله، اگر همه عرب یک طرف بایستند و من هم یک طرف؛ به خدا سوگند من نمی‌ترسم. برای اینکه اصلا برای من کمیّت مهم نیست». همین علی در دوران حکومتش آنقدر تنها می‌شود و آنقدر تنها می‌گذارندش که نیمه‌ شب، تنها باید برود توی نخلستانهای کوفه گریه کند و یا سرش را توی چاه بکند و با چاه شروع به ناله کند. گفت: خدایا تو خطر دوستانم را یک جور دفع بکن، دشمنانم با من!

حضرت علی در عزل و نصب‌ها‌یشان به شدت جوان‌گرا بودند. جوانانی که کمتر اهل معامله‌اند، اینها وقتی به یک ارزش ایمان آوردند، صادقانه‌تر پایش می‌ایستند. جوانهای گمنامی را پیدا می‌کرد، به حکومت ایران، یمن، مصر و سایر نقاط می‌فرستاد؛ بعد به طلحه و زبیر و بزرگترین سابقه‌داران و هم‌ رزمهای خودش، کسانیکه در حد خودش برای رهبری و خلاقیت مطرح بودند؛ حتی استانداری و شهرداری بصره و کوفه را به این‌ها نداد که بعد رفتند و جنگ جمل به راه انداختند. این کارهای علی‌بن‌ابی‌طالب درست بر خلاف سیر همه دیپلمات‌های سیاسی و رجال قدیم و جدید شرق و غرب دنیاست، برای اینکه رجال سیاسی سخنرانی‌هایشان با هم فرق می‌کند، ولی نحوه حکومت‌شان مثل هم است. یک جور حرف می‌زنند، جور دیگری حکومت می‌کنند. امام علی هم جور دیگری حرف زد و هم جور دیگری حکومت کرد، که با او در افتادند. علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) است که وقتی مالک را به مصر، شمال آفریقا می‌فرستد، به او می‌گوید که با مردم حرف بزن، در میان مردم باش، فاصله‌ات را از مردم زیاد نکن. اگرمردم به تو شک کردند و پشت سرت دارند پچ‌پچ می‌کنند، سکوت نکن و برو برای مردم توضیح بده. مثل کف دست با مردم صاف باش.

 

/ 0 نظر / 6 بازدید