توســعه و سـازش ؛ دو رویکرد تکنوکرات ها در اداره مملکت(نشریه زبان سرخ شماره11)

در ادامه بررسیِ آراء و نظرات کاندیداهای تکنوکرات ریاست جمهوری به بررسیِ تطبیقیِ عقاید و مواضع آقای قالیباف نسبت به مواضع رهبر معظم انقلاب در دو عرصه ی اقتصادی و سیاست خارجی می پردازیم. کمتر از 4 سال بعد از انتشار مقاله شهردار تهران درباره دولت توسعه گرا در سال 87، نشریه همشهری ماه (نشریه وابسته به شهرداری تهران) در شماره مهرماه 1391 خود، در اقدامی معنادار به بازنشر مجدد این مقاله پرداخت. در حالیکه طی این مدت رهبر انقلاب به کرّات و صراحتا درباره این موضوع فرمایشات مهمی را ایراد فرموده اند، انتشار مجدد این محتوا آن هم در یکی از مجلات زیر نظر شهرداری تهران نشان می دهد تفاوت نگاه برخی مسئولان اجراییِ کشور با رهبر معظم انقلاب در برخی رویکردهای کلان گفتمانی تا چه اندازه آشکار است.
شهردار تهران در این مقاله که با عنوان «چرا دولت در ایران باید توسعه گرا باشد؟» باز نشر شده، اگرچه بیان داشته توسعه نمی تواند فی النفسه به عنوان یک هدف برای جمهوری اسلامی مطرح باشد و باید با یک نگاه بومی و دینی به آن نگریست اما در جای جای دیگر این مقاله با استناد به برخی منابع سکولار، ترجمه ای و غیر بومی، نتیجه می گیرد باید یک دولت توسعه گرا در ایران روی کار بیاید، دولتی که «خصلتی عمیقا توسعه گرایانه داشته باشد» و البته توضیح نمی دهد تعریف خصلت عمیق توسعه گرایانه آن دولت در ایران چیست و این تعریف چه تفاوتی با تعاریف اونز، اپتر، لفت ویچ، هانتینگتون، جانسون و ... از دولت توسعه گرا دارد؟
به عبارت دیگر آقای قالیباف دارد تلاش می کند تا هم از ضرورت دولت توسعه گرا در جامعه ایرانی سخن بگوید و هم با نقد برخی وجوه منفی توسعه، آنچه مدنظر دارد را «متعادل» نشان دهد اما مشخص نیست اصرار وی بر به کار بردن تعبیر توسعه چیست و عبارت پیشرفت که رهبر معظم انقلاب آن را به عنوان بدیلی برای توسعه تجویز کرده اند، دارای چه اشکالی است که شهردار تهران از بکار گیریِ آن استنکاف می کند؟
همچنین توجه به این نکته ضروری ست که در مباحث مربوط به گفتمان شناسی، نمی توان اثرات دال مرکزی یک گفتمان را بر دال های فرعیِ آن بی تأثیر دانست و در اینجا نیز نمی شود دال مرکزی یک گفتمان را «توسعه» در نظر گرفت اما همزمان از دال های فرعی آن مانند «نقض عدالت»، «پیشرفت نامتوازن»، «ترویج سکولاریسم»، «عرفی شدن دین» و ... چشم پوشی کرد؛ اما در سراسر مقاله شهردار تهران کمترین توجهی به این مسأله نشده و در مقابل با توسل به عبارات کلی و شعارگونه، سعی در تعدیل و جراحی مفهوم توسعه آشکار است.

 


 دولت موضوع عبور از توسعه و تلاش برای تدوین الگوی پیشرفت اسلامی – ایرانی را در دولت می دانند و می فرمایند: «طراحی و تدوین الگوی پیشرفت اسلامی – ایرانی، به نظر من در هیچ جایی جز دولت وجود ندارد. هر چه انسان فکر می کند که کجا این کار را می شود انجام داد، به نظر می رسد تنها جایی که می تواند این را انجام بدهد، همین دستگاههای دولتی ست. واقعا از افراد متفکر هم استفاده بشود و بنشینند الگوی پیشرفت را طراحی کنند. چون این دهه، دهه ی پیشرفت و عدالت است. ما پیشرفت را با عدالت با هم آوردیم؛ یعنی درست نقطه ی مقابل آن چیزی که در دنیای مادیِ امروز مطرح است.»
 با توجه به این تفاوت بنیادین در مبانیِ اعتقادی و مدیریتیِ آقای قالیباف و تکنوکراتها نسبت به رهبری معظم و خط اصیل انقلاب، شاید هیچگاه در دولتِ این حضرات، تدوین و حرکت به سمت چنین الگویی را مشاهده نکنیم و باید دید آیا ایشان می خواهند کشور را با همان نگاه غربزده یِ دهه هفتادیِ اداره کنند و یا طرحی خواهند در انداخت که البته این نوع جدیدی از ولایتمداری و اسلام ناب است که حضرات مروج آن می باشند!!!   
اما آنچه بیش از همه خطرناک و نگران کننده به نظر می رسد، اشاره صریحی ست که شهردار تهران به ویژگی های سیاست خارجی یک دولت توسعه گرا می کند. وی در بخشهای پایانی نوشتار خود آشکارا از از لزوم تنش زدایی یا در واقع همان سازش در عرصه سیاست خارجی سخن گفته و سیاست خارجیِ حال و گذشته ی ایران را احساساتی و تهدیدگرایانه خوانده و تمام آرمانهای امام راحل و رهبریِ معظم را به راحتی زیر سوال می برد و از لزوم وقوع رنسانس در سیاست خارجی ایران سخن می گوید. این در واقع دهن کجی و پشت پا به سالها تدابیر مدبرانه و مدیریت جهادیِ رهبر معظم انقلاب می باشد. وی چنین می نویسد: «شرط استفاده از این فرصت ها آن است که دولت موفق شود گونه ای سیاست خارجیِ معقول را در فضای بیرونی مدیریت کند، سیاست خارجی ای که در آن مسئله زمینه سازی برای توسعه، محور باشد. رها شدن سیاست خارجی از دیدگاههای تهدید گرایانه مصرف، گامی مهم در این مسیر است. دولت توسعه گرا در سیاست خارجیِ خود به گذر از دیدگاههای احساساتی و به سوی واقع گرایی نیازمند است؛ این گذار را می توان رنسانس سیاست خارجی ایران نامید. رنسانسی که در نهایت، میزان تنش با دنیای بیرون را برای ایران کاهش می دهد. این تنش زدایی، بسیاری از فرصت های موجود در محیط بین المللی را برای ایران به ارمغان خواهد آورد، فرصت هایی که نیاز ضروری ایران در روند توسعه هستند.»
این مسئله آنگاه معنای بیشتری پیدا می کند که به خاطر آوریم آقای قالیباف در 17 خرداد 84، زمانی که به عنوان یکی از کاندیداهای ریاست جموری نهم در جمع دانشجویان دانشگاه اصفهان برای ارائه مواضع خود حاضر شده بود، درباره دیپلماسی و نوع سیاست خارجی مورد نظر خویش در موضوع هسته ای به دفاع از رویکرد دولت خاتمی پرداخته و گفته بود: «روشی که دولت (اصلاحات) در بدست آوردن این انرژی دنبال کرده است بسیار مناسب و منطقی است و باید همین سیاست دنبال شود».
نکته ی مهم آنجاست که مشابه محتوای مقاله آقای قالیباف که بر ضرورت دولت توسعه گرا در ایران تأکید می کند، تنها از سوی وی و نشریات وابسته به شهرداری تهران در رسانه ای داخلی بازتولید نشده است بلکه این مسئله معمولا یک از موارد مورد علاقه ی جریانهای غربزده ی داخلی بوده و در طول دوران حاکمیت اصلاح طلبان نیز بارها تکرار شده بود. حتی طی سالهای اخیر نیز می توان ردی از این نوع تفکر را در آثار مکتوب رسانه های آنها دید چنانکه در 12 دی ماه 87 روزنامه اعتماد ملی شبیه این بحث را مطرح کرده و با مطلبی تحت عنوان «دولت توسعه گرا، تقویت متقابل دولت و مردم» به مدح شهردار تهران از لزوم تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی سخن گفته است؛ مطلبی که در برخی نکات نه تنها شبیه، بلکه عینا محتوای مقاله شهردار تهران را در بر گرفته است.
به هرحال آنچه از تدقیق و تحقیق در افکار و اعمال تکنوکراتها و تا حدودی شخص آقای قالیباف به وضوح مبرهن است، نوع نگرش غربزده و التقاطیِ حضرات و تقابل این افکار و نظرات با تفکر اصیل انقلابی می باشد که باید دید در صورت نشستن بر کرسی ریاست جمهوری این تقابل به کجا خواهد کشید.   

  

/ 0 نظر / 23 بازدید