اندر احوالات ولایت فارس آمده است...(نشریه زبان سرخ شماره 6)

وُقوف یافته و از برای فراهم نمودن فضای رشد و نمو این درخت در این دیار، آستین همت بالا زده و خود شخصا نخستین رأسِ آن را در خیابان زند، طی مراسم جشنی به افتتاح رسانید و از میوه ی آن به برخی حُضّار خورانید و قِر را در کمر ایشان شِکانید و فرمان داد تا از برای تبدیل این تک درخت به جنگلهایی عظیم و نیز از برای نمودنِ فوایدِ شفا بخشیِ میوه ی این درخت در تمامی امراض، سالانه طی مراسم جشن فرهنگ و هنر، میوه های این درختان در راه ابلیس به رایگان در اختیار اهالی قرار گرفته و بصورت جمعی از آن تناول کنند. و برخی از راسخ ترین یارانِ ابلیس که از پیروان «میرزا علی محمد باب الابلیس» نیز بودند را، از برای هَرَسِ و کوددهیِ این درختان گمارد تا بر اموراتِ رشد این درختان و تبدیلِ ایشان به جنگلهایی بَس بزرگ همت تام بورزند. در این میان عمده یِ اهالی فارس که از راسخ ترین دشمنان ابلیس بوده، با تبر و تیشه به جان این درختان افتادند، لکن بدلیل وسعت جنگل توفیق به ریشه کَنیِ آنها نیافتند و عده ی قلیلی نیز بواسطه ی ترس و یا شاید هم اِقبال(!)، سکوت کرده و به نظاره ی رشد درختان و جشن کودپاشی پیروان باب الابلیس بر درختان نشسته و عده ای هم در پی پاسخ این سؤال که اصلا چه کسی گفته که این خاک حاصلخیز است صورت مسئله را پاک نموده و به خوابی بس عمیق فرو رفتند!

پس از طی ایامی چند، به ناگاه نسیمی بهاری وزیدن گرفت و با نَفَسِ مسیحاییِ پیرِ فرزانه ی جماران، به طوفانی بُنیان کَن بَدَل گردید و بساط کفر و ظلمِ یاران راسخ ابلیس را برچید و دشمن ترین دشمنان ابلیس را برامورات سرزمین آریا گمارد و جهانیان را به شگفت از قدرتِ لایزالِ الهی واداشت. این عارفِ دل از دنیا بریده با کمک یاران خویش به ریشه کنیِ درختان عریان ساز و قِر در کمر شکن، همت گمارده و به اذن ذات اقدس اِله آفتاب وحدانیت را بر تمامی ولایات سرزمین آریا بلکه تمامی جهان تابانید. که سوزندگی انوار این آفتاب باعث ریشه کنی این درختانِ ابلیسی در ولایت فارس گردید؛ لکن خاک این ولایت همچنان حاصلخیز می نمود! و پیروان باب الابلیس درصدد بهره گیری از این ذخایر عظیم! پس از طی ادوار مختلف و سالهای متمادی، و تلاشهای فراوان ایشان، و با اعانت از مرکزیت ابلیس بر روی این کره خاکی در اورشلیم، موفق به نصب سایه بانهایی بر روی خاکهای حاصلخیز این ولایت گردیده و بقایای بذرهای بجامانده از دوره ی طاغوت را از سوزندگی آفتاب ولایت در امان نگاه داشتند. ایشان با همت تمام و با استفاده از برخی والیان نمک پرورده و برخی خوش خیالان عاشق مدرنیته، و نیز با بهره گیری از دجّالان رسانه ایِ دیداری و شنیداری و انسانیِ خویش، این بار با نمودنِ اُفقِ سایر خاکهای حاصلخیز دنیا که این بذر به شدت در آن رشد یافته و به جنگلهایی ریشه دار بَدَل گردیده و تحت عناوینی نظیر درخت پیشرفت، درخت تمدن، درختِ برجها و رستورانهای شیک و مدرن، به کِشت دوباره و رشد و نمو درختانِ بی غیرتی و عریان سازی، پرداخته و این بار تا حدود زیادی موفق به جنگل سازی با کمک برخی مردم و والیان گردیدند. والیانی که با طرح هایی خداپسندانه، همت به احداث باغ الولایاتی از برای تنعّم و حظِّ برخی اهالی متمول و با پتانسیلِ دیار فارس گمارده و بستری را برای عریان سازی و مجالس جمعی قِر و اَطوار فراهم نمودند. در این میان عده ای از والیان نیز که عمدتا از ولایات بی آب و علف شمالی پای به ولایت فارس نهاده بودند و قبلا سفرهای فراوانی به ولایات حاصلخیز و جنگلهای پُر پشتِ دُبی و آنتالیا نیز داشته بودند، از برای آشنای بیش از پیش اهالی با این ظواهرِ عوام فریب و جلوگیری ادامه روند عقب ماندگی اهالی که حاصل قطع درختان توسط متحجران بود(!!!) به فراهم نمودن زمینه ی رشد و پرورش و توسعه ی کِشت این درختان همت گماردند و تلاش کردند تا دشت حاصلخیز فارس را به جنگل دُِبی و آنتالیا بَدَل کنند. از این رو با تأسیس برجها و مجتمعات متعددِ تجاریِ خرید و فروشِ بذرِ درختِ قِر و دعوت از مطربانی که در وصف این درختان و میوه ی آن مُطربی کنند، و نیز با فراهم نمودن زمینه ی مسافرت اهالیِ عقب افتاده فارس(!) با طَیّاره های تِرکیش اِیر و قطر اِیروِیز به جنگلهای دُبی و آنتالیا،  ونیز با تدارک برنامه هایی نظیر «خوشا فارس»، که افرادی را که با خوردن میوه ی این درختانِ عریان ساز، قِر به تعداد کافی در کمرشان شکسته، از برای اُلگوسازی برای مردم ولایت، دَرِ باغ سبز را به اهالی نمایانده و می نمایند.... ان شاء الله با این روند بزودی جنگل فارس در دنیا زبانزد گشته و سیلِ سرمایه های خارجی بدین ولایت سرازیر خواهد گردید!!!

/ 0 نظر / 13 بازدید