ای کاش جمهوری اسلامی در شیراز سفارتخانه ای احداث کند!!!(نشریه زبان سرخ شماره 6)

و شاید کاتالیزور نیل به هدف برای این نامردمان، آن مسلمانانِ بی خطرِ اُزلت گزینی باشند که صبح و شام خویش را به ذکر و ورد و مراقبه می گذرانند. کسانی که، در این مملکت انقلاب شد و امام آمد و جنگ شد و جنگ تمام شد و جنگ های دیگر شروع شد و تمام این سال ها با فراز و نشیب هایش آمد و گذشت و این حاج آقاها و احیانا حاجیه خانم های ناز نازی که در تمام این مدت مشغول عبادت و مراقبه بودند، یکباره در سال 88 سر از سجاده برداشته، احساس مسئولیت کردند و ندای وا اسلاما، وا جمهوریتا، وا انقلابا و وا اماما سر دادند و تسبیح هایشان را در جیب گذاشتند و مشت های برای اولین بار گره کرده ی خویش را  قُربَتا الی ا... به سر و صورت انقلاب نواختند.

و البته بعد از آن جریانات دوباره به سَرِ سجاده های خویش باز گشته اند و در صحّت و سلامت کامل مشغول ذکر گفتن شده اند و دوباره مترصّد فرصتی دیگر و البته کلاغها خبر آورده اند که سجده به آخر رسیده و مشت ها در حال گره خوردن!

دوم: به نظر می رسد محصول آنچه که در سطور بالا رفت، باعث شده حرف هایی که در سال 42و57 و پیش و پس از آن سالها گفته شده و به بزرگترین انقلاب قرن انجامیده، اکنون اگر مطرح شود، آن قدر شاذّ و بدیع به نظر برسد که در واکنش ممکن است گوینده مارک اُپوزیسیونی خطرناک  بخورد که حتی اگر شده باید پیش از اسراییل از صحنه روزگار محو شود...

حرف ها و سر فصل های عمیقی همچون عدالت که در ذیل آن می توان جبهه بندیِ جاودانه ی فقر و غنا و فلسفه ی اجتماعیِ ظهور امام مهدی (عج) را ترجمه کرد و شاید این و امثال این سر فصل هاست که نماد جنبه های اجتماعیِ دین می باشند، که در این صورت با در نظر نگرفتن آنها در واقع به تلویح، پذیرفته ایم که دینِ سیاسی، دینِ اقتصادی، و دینِ اجتماعی، فقط یک اُتوپیا و ناکجا آباد است که شاید فقط از جنبه ی شعاری و تخدیر توده ها، کارآمد باشد که برخی با پذیرفتن همین مسئله، از دین فقط تسبیح و ریشش را گرفته اند و همه چیزش را وا نهاده اند و شده اند مشق نویسانِ مکتب لیبرال سرمایه داری در عرصه ی مدیریت.

سوم: شاید شهر حرم سوم اهل بیت علیهم السلام از بارزترین مصادیق اتحاد گروههای سیاسیِ به ظاهر مختلفِ ایران، و مدیریت لیبرال باشد؛ که با وجود تغییر دولتها و گروههای سیاسیِ  ظاهرا مختلفِ حاکم بر شیراز، آنچه در این شهر رخ نمایی کرده، گویی محصول عملکرد یک گروه بلکه یک نفر است. هر یک از حضرات با هر گرایشِ باندی و هر تعلّقِ سیاسی، از آن رادیکال های روشنفکرنما گرفته تا هر کس دیگری، فقط آمده اند و خواسته یا نا خواسته به روند فزاینده و حال به هم زنِ فرهنگ زدایی از پایتخت فرهنگی ایران همت بگمارند. برای نشان دادن آینه عملکرد حضرات به عنوان نمونه ومشت از خروار، بسنده می کنیم به چند مصداق زیر که اگر بخواهیم شرح مفصل بدهیم می شود حکایت مثنوی صد من کاغذ :

این شهر که به قول استاندارش بیشترین سرمایه گذاری خارجی را داشته، دارای بیشترین نرخ بیکاریِ کشور است! در شهری که حرم سوم اهل بیت (علیهم السلام) لقب گرفته، رتبه دار بودن در تعدد همجنس بازان و شیطان پرستان و بهاییون و .... در کشور، از چه حکایت دارد؟!

البته این قطب پزشکی کشور در تعدد ایدزی ها نیز رتبه دار است! و اطراف سومین حرم اهل بیتش را سَلَفی ها و وهابیون قُرق کرده اند. و نیز عمده ی بوتیک ها و طلا فروشی هایش را بهاییون و یهودیان را در انحصار دارند. این شهر از لحاظ تعدد پرونده های ورودی به دستگاه قضا نیز از رتبه اولی هاست! و آمار طلاق در این شهر سر به فلک کشیده!

جالب تر آن که با وجود این مصائب نماینده پایتخت فرهنگی ایران در مجلس شورای اسلامی روز ها از پی هم می گذرد و سال می آید و می رود، برای ابراز وجود هم که شده نطقی نمی کند بلکه از صحّت جان گرانبهایش مطلع شویم. و باز هم جالب تر آن که استاندار محترم و اتفاقا اصولگرای ما در این شرایط، تعمّق فرموده و ضمن فرمایشات حکیمانه ای تِزِ دُبی سازی شیراز را مطرح می نمایند!

آخر : با گذراندن سی و چهارمین بهار انقلاب اسلامی به نظر می رسد مظاهر صدور انقلاب در سراسر جهان به چشم می خورد، لکن با توجه به آن چه که رفت شاید انقلاب هنوز آنچنان که بایسته است به شیراز صادر نشده باشد.

 با توجه به نزدیک تر شدن به انتخابات پیش رو که به عقیده ی بسیاری، مهمترین انتخابات تاریخ انقلاب می باشد، باید یادآور نقش مردم برای عبور از این شرایط شویم. بدانیم برخی مسائل، درد مردم است، اما باید دغدغه شان نیز باشد. نگارنده معتقد است تغییر وضع موجود جز با احساس اضطرارِ خود مردم و مطالبه ی توده ها امکان پذیر نیست که این یک قانون الهی است:

«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم»

/ 0 نظر / 16 بازدید