آقایان سفره دارد جمع می شود!!!(نشریه زبان سرخ شماره3)

لذا خیلی از برنامه ریزیها و آینده نگریهای مسئولین و برنامه ریزان محکوم به شکست و بدتر شدن شرایط معیشتی و حتی فرهنگی جامعه می شود. این شکستها چه در امور اقتصادی و چه در امور سیاسی  بارها و بارها زنگ خطر را به صدا در آورده اما متاسفانه عمده ی بازیگران نقش اصلی توجهی به این هشدارها ندارند و تقریبا هرچه می خواهند، می کنند و در این پازل خواسته های مردمی چندان تاثیری ندارد.

مردم صبور ایران همیشه و در بدترین شرایط اقتصادی و سیاسی پای نظام و انقلاب خویش ایستادگی کرده اند اما این غیرت توأم با حجب و حیا متاسفانه باعث کرنش برنامه ریزان در برابر مطالبات مردمی نشده است و در این میان گوشهای برخی مسئولین تنها مجرایی برای دخول و سپس خروج فرمایشات مقام عظمای ولایت  بوده و این وعظ ها در عمل ایشان عمدتا تجلی نیافته است.

ژورنالیستها و رسانه های دیداری و شنیداری و کاغذی هم که نقش ذاتی آنها پرکردن این خلأ و رساندن حرف دل مردم به گوش مسئولین بوده، تنها میدانی برای جولان دادن گروهها، احزاب و افکار خاصی بوده و همیشه و هر زمان اولویت با سهم خواهی ها و نزاعهای سیاسی و حزبی بوده نه مطالبات مردمی!

تنها با نگاهی به تیتر روزنامه ها و خبرگزاریها متوجه می شویم اولویت با دعوای چپ و راست، دعوای رئیس جمهور و مجلس، دعوا بر سر رفتن یا نرفتن به زندان اوین و متاسفانه در بعضی مواقع تسویه حسابهای شخصی و مسایلی از این دست بوده؛ نه بررسی و آسیب شناسی پدیده های اجتماعی و فرهنگی و کمک به حل بحرانهای اقتصادی و فرهنگ سازی. عمق فاجعه آنجا مشخص می شود که این دست افراد و احزاب اداره کننده این رسانه ها بی توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب پیرامون عدم ورود زود هنگام به مسئله انتخابات، در حال طراحی ها و لیست بندی ها برای انتخابات پیش رو هستند! و خیال کرده اند به راحتی می توانند افکار مردم را به تسخیر خود درآورند!! غافل از اینکه شکاف میان ایشان و سطح زندگی عامه ی مردم باعث برنامه ریزی آنها در حباب توهمات خویش شده و انزوای بیش از پیش آنان را در پی خواهد داشت. البته در این میان عده ای هم علی الظاهر از سر دلسوزی از حول حلیم افتاده اند در دیگ انتخابات و از ترس اینکه مثلا جناح مخالف خط و مشی های کلی نظام ،چون لیست واحد برای شوراها بسته اند، آنها هم باید حتما به لیست واحد برسند و با تشکیل شورای حکمیت (یا شورای هزار فامیل!) سعی در ایجاد اتحاد دارند! غافل از اینکه بازیگر نقش اصلی در این انتخاب مردم هستند نه کاندیداها و لیستهای دربرگیرنده تمام احزاب یک جناح!

به هرحال ما بعنوان رسانه ای مستقل اگر تا به حال شخصی در جایی متوجه نشده به وی اعلام می کنیم که این مردم عزیز و صبور مدتهاست از این سیاست بازیها و دوقطبی چپ و راست خسته شده اند و با ناامیدی تمام به این دو جریان نگاه می کنند. جریانهایی که از پوست انداختن و تبلور در قالبها و اسامی جدید ابایی ندارند! خوب به یاد داریم آن زمان که مردم به دولت نهم آقای احمدی نژاد رأی دادند امیدوار بودند تا با ظهور شخصی بی طرف، این بساط دوقطبی برچیده شود و اصل و محور مردم باشند نه احزاب و سیاستمداران؛ وگرنه در همان زمان احزاب راست علی الظاهر از آقای لاریجانی و احزاب چپ علی الظاهر از آقای معین حمایت می کردند، پس چرا آنها رأی نیاوردند؟ جریانهایی که ما حتی از بردن اسمهای قراردادی شان ابا داریم چون نه راست را اصولگرا و نه چپ را اصلاح طلب می دانیم. به هر حال بعد از انتخابات مذکور عده ای فریاد برآوردند که مردم به ما اصولگرایان رأی دادند!! و سعی در تخطئه این حرکت مردمی داشتند که همانها در انتخابات بعدی همه به صف فتنه گران یا لااقل ساکتین پیوستند و در آشکار علی الظاهر با احمدی نژاد بودند و در نهان نان و نمک هاشمی و موسوی را می خوردند!!

به اطلاع تمامی این سیّاسان و برنامه ریزان می رسانیم مردم عزیز و دل شکسته به دنبال گفتمان سوم انقلاب در تکاپو هستند و در آینده سیاسی این مملکت جایی برای آنها پیش بینی نکرده اند. گفتمانی که برخواسته از نهاد مردم و در میان مردم باشد و نه محصور میان عده ای علی الظاهر خواص و نخبگان. گفتمانی که واقعا عدالتخواه باشد، گفتمانی که آرمانش فقرزدایی، رفع تبعیضات و بی عدالتی ها، مبارزه با ویژه خواریها و رسیدگی به وضعیت مستضعفین و کوخ نشینان باشد.

اما 3 نکته را هم از باب نصیحت به این دوستان چپ و راستی عزیز متذکر می شویم:

اول آنکه خواستگاه گفتمان سوم قلوب شکسته مردم، رسانه ی آن زبان سرخشان و تریبون آن نانوایی ها، تاکسی ها، دانشگاهها و هر جا که مردم راحتند بوده و جریان ناشی از آن از پایین به بالا و از عوام به خواص می باشد .  

دوم آنکه سربازان این جریان جوانان نسل سومی هستند که سالهاست با فرمایشات رهبر معظم انقلاب تربیت شده و تنها وام دار معظم له بوده و بجز با انقلاب با هیچ شخص حقیقی یا حقوقی دیگری عقد اخوت نبسته اند.

و نکته ی سوم آنکه راهبر این جریان شخص رهبر معظم انقلاب می باشد که سالهاست کلید شروع این جریان را زده و با تربیت نسل سوم و تبیین عدالت بعنوان آرمان اصلی انقلابمان، همت به ایجاد مطالبه ی عمومی و مردمی ورزیده اند و همواره سعی بر آن داشته اند که افق دید مردم عزیز را نسبت به قبل ارتقا دهند. شاهد این ادعا دیدارهای چندگانه و هر ساله ی معظم له با خیل عظیم جوانان و دانشجویان و همچنین دیدارهای عمومی مردمی می باشد که اگر حضرات مرهمت فرموده و بررسی نمایند متوجه می شوند که مسئله عدالت، مطالبه گری، آرمانخواهی، حق طلبی، عدم رضایت به هیچ سطح از عدالت تا رسیدن به عدالت علوی و مسایلی از این دست، همواره پای ثابت فرمایشات و نصایح معظم له بوده است. این مطلب را حتی از روند نامگذاری سالها هم می توان متوجه شد. اما در تعجبیم چرا عمده ی سیاستمداران و تاثیرگذاران از این خیزش و انقلابی که معظم له در افکار و قلوب مردم ایجاد کرده اند یا بی خبرند و یا بی توجه! اگر توجه داشتند این همه برنامه ریزی های حزبی و گروهی برای انتخابات پیش رو چرا؟

 به هر حال به نظر می رسد حتی اگر در انتخابات پیش رو مردم مجبور به رأی دادن به شخص یا اشخاصی از این جریانها که به انقلاب نزدیکتر باشد، شوند هم، بزودی بساط این دوقطبی چپ و راست برچیده خواهد شد و گفتمان سوم انقلاب که گفتمانی حقیقتا عدالتخواهانه خواهد بود، به عرصه قدرت خواهد رسید و زمستان می رود و روسیاهی اش  می ماند برای زغال. اما این نکته را هم به مردم عزیز و ولایی مان متذکر می شویم که عده ای از سیاسان و نان به نرخ روز خوران به این خواسته ی اصلی مردم وقوف دارند و سعی بر آن دارند تا از این احساسات و عواطف پاک و از این خستگی و دلزدگی استفاده کنند و افکار و اهداف کثیف خود را بعنوان آلترناتیوهای جریان سرمایه داری تحت لوای گفتمان سوم به شریان انقلاب و افکار عمومی با عناوینی نظیر گفتمان وحدت ملی تزریق کنند که در اینجا هوشمندی مردم عزیز را می طلبد تا فریب این سیاسی بازیها را نخورده و به این نکته توجه داشته باشند که تمامی به حاشیه رانده شده ها نظیر اصلاح طلبان، فتنه گران و بعضی از راست های محافظه کار و جریانهای منتصب به پدر خوانده این جریان و جریانهای منحرف فکری مانند انجمن حجتیه، پشت این گفتمان جمع شده و حول شخصی خاص وحدت کرده اند تا باز به اریکه قدرت برگشته و خون مردم در شیشه سرمایه داران کنند؛ اما زهی خیال باطل. و به آنها نیز تذکر می دهیم، این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست و این بار قمار بر سر هستی و حیثیت آنان است.   

/ 2 نظر / 14 بازدید
احمد

وبلاگ خوبی داری.ایشالا موفق باشی