هنوز پس از سی و اندی سال(نشریه زبان سرخ شماره 7)


هنوز چند ده سالی از زمانی که آن گروه تئاتر فرنگی، نمایشی چِندِش آور با بدنهای عریان در یکی از مغازه های خیابان زند در جشن فرهنگ و هنر شیراز اجرا کرد، بیشتر نمی گذرد. معلوم نیست چون خیابان همان خیابان است، هنوز این دلقکان پاسور می فروشند، یا شاید مردم همان مردم اند!! معاذ الله! ببخشید، خیابان همان خیابان نیست، ستاد همان ستاد است اما یک استانداری به اول این خیابان اضافه شده است!
مردم که همان مردم اند! آن زمان با سنگ به جان آن کثافتها افتادند، حالا هم لازم باشد باز با سنگ به جان بی غیرتان خواهند افتاد.
شاید مسئولین هم همان مسئولین اند؟ باز هم معاذ الله! آخر آن زمان کاباره افتتاح می کرد استاندار، اما حالا حضرات برج و رستوران افتتاح می کنند! که البته اگر آخر شب بروید و به نظاره بنشینید صحنه های رویت شده تفاوت چندانی با همان کاباره های پیش از انقلاب ندارد. شاید برخی خانم های جوان ما، همان مادمازِل های قبلی اند؟ العیاذ بالله! آخر آن زمان این دسته خانم های جوان فقط در کاباره ها و ... ها عریان می شدند، اما حالا به برکت این برج و رستورانهای مفتوح شده به دست این مسئولین محترم، همیشه و همه جا تا حدی عریان، نیمه عریان، شاید هم کاملا عریانند!
...ای کاش بجای آنکه شاد و خوشحال و چُست و چابک با آن همه خدم وحشم و ماشین اسکورت می رفت این برج و باروها را افتتاح کند، چند قدمی به تنهایی پیاده می آمد به سمت فلکه شهرداری تا ببیند هنوز پس از سی و اندی سال انقلاب به این قسمت شهر نرسیده است! درست روبروی دادگستری!
اصلا شاید دادگستری همان عدلیه سابق است؟ نَستَجیرُ بالله! آخر مگر ندیدید چطور آن آقازاده را به سُلّابه کشید؟ به این می گویند عدالت علوی!
ناجا را برعکس بخوانید می شود آجان! شاید تنبلی از آنهاست؟ استغفرالله! خدا می داند با این جیره و مواجبی که به آنها می دهند، شاید روزی عاقبت خودشان هم دست فروش شوند!
شاید هم تنبلی از ماست که وقتی از ناکجا آباد برایمان مسئول می فرستند، کَکِمان نمی گزد! و شاید بیچارگی مان این باشد که هنوز پس از سی و اندی سال آرمانهای پیر فقید جماران را سرلوحه ی کارهامان قرار نداده ایم...

/ 0 نظر / 8 بازدید