خدای مشایی کیست؟(نشریه زبان سرخ شماره11)

در ادامه ی بررسیِ آراء و عقاید اسفندیار رحیم مشایی و دار و دسته ی منحرفین اطراف رئیس جمهور، به بررسیِ تطبیقیِ عقاید لیدرِ حلقه ی انحرافی با نظرات فراماسونری پرداخته و یکی از مبنایی ترین اصول انحرافیِ ایشان که شاید ریشه ی سایر انحرافات دیگر می باشد را بررسی خواهیم کرد. البته شایان ذکر است در اینجا به علت کمبود جا و خارج بودن از حوصله ی خوانندگان محترم درصدد پاسخِ کلامی و فلسفی به این اراجیف نیستیم و تحقیق و قضاوت را به عهده ی خوانندگان محترم می گذاریم. 
اومانیسم و انسان گرایی، یکی از اصول بنیادیِ فراماسونری
یکی از اساسی ترین اصول فراماسونری اومانیسم و انسان خدایی است. از نظر فراماسون ها اصالت با انسان است و باید انسان به جای خدا بنشیند و صراحتا اذعان می دارند: آنچه باید ما در صدد تحقق آن باشیم خواست و اراده انسان است و بس. یکی از معروف ترین اومانیست¬های قرن 14 آقای پیکور دلامیراندولا است که در سال 1489توسط پاپ اینوسنت هشتم به عنوان مروج عقاید بدعت گزارانه محکوم گردید. او در کتاب خود «نتیجه¬گیری فلسفی کابالیست و الهیات» نوشته بود: "در جهان چیزی بالاتر از ستایش بشر وجود ندارد." (کتاب:‌ مبانی فراماسونری- مؤلف: یحیی هارون- ص70) امروزه ماسون¬ها عقاید بدعت¬گزارانه میراندولا را بسیار بی¬پرده¬تر بیان می کنند. به عنوان نمونه، مانلی. پی. هال در کتاب «کلید گمشده فراماسونری» می¬نویسد: "انسان خدایی در حال شکل گیری است، اعتقاد به خدا و این حقیقت که انسان بنده اوست کاملا رد شود." جی دی باک در کتاب «فراماسونری اسرارآمیز» می نویسد: " تنها خدایی که فراماسونری قبول دارد انسان است ... بنابراین انسان تنها خدای موجود است." در همین راستا مجله ماسون ترک طی تحلیلی، فراماسونری را یک دین اومانیست معرفی کرده می نویسد: "در واقع فراماسونری یک نوع مذهب است بلکه یک دین اومانیست است و دین جعلی به ستایش انسان سفارش می¬کند نه خدا. «ما همیشه اذعان می¬کنیم که بالاترین کمال مطلوب فراماسونری در عقاید اومانیسم قرار دارد. ( به نقل از مجله ماسون ترک). یحیی هارون در این باره می نویسد " ماسون¬ها اعتقاد دارند همه کارها باید فقط به خاطر انسانیت انجام گیرد نه رضای خدا."
یحیی هارون در کتاب خود هدف نهایی ماسون ها را تخریب دین و نابودی آن ذکر می کند و اظهار می دارد: "هدف نهایی ماسونری این است که می¬خواهند دین را به طور کامل تخریب کرده، جهانی اومانیست بر اساس تقدس انسانیت ایجاد کنند آن¬ها می¬خواهند نظم نوینی براساس غفلت بنا کنند که در آن مردم، خدایی که آن ها را آفریده انکار کنند و به خود مقام ربوبیت بدهند این هدف فلسفه وجودی ماسونری است.
آرای حلقه ی انحرافی در این اصل ماسون ها
در نطق های چند ساله اخیر آقای مشایی همواره شعار انسان گرایی موج می زند هر چند وی تلاش می کند آن را در قالب مباحث عرفانی در هم آمیزد ولی این نوع نگاه با نگاه اومانیستی بسیار نزدیک است.
آقای مشایی در 30 مرداد87 می گوید: "می‌گویند صف‌بندی مومن و کافر وجود دارد این صف‌بندی وقتی اصالت دارد که فرصت‌ها را برای انتخاب انسان‌ها فراهم بیاورید و انسان‌ها به مفهوم واقعی آزادی، انتخاب خود را انجام دهند این که مسلمان‌ها بگویند کار ما درست است بقیه اشتباه می‌گویند یعنی 5/5 میلیارد انسان را از دایره انسانیت خارج کنیم، به تمام نمازهایی که خوانده‌ام قسم می‌خورم منطقی که صف‌بندی می‌کند باطل است، باطل است، باطل است." و در ادامه عنوان می کند که: "بنده افتخار می‌کنم پیرو مذهب امامیه جعفری هستم اینکه بقیه را از دایره خارج کنیم درست نیست ما در ارائه پیام به دنیا که صف‌بندی نمی‌کنیم آیا برای پیامبر ما بین یهودیت و مسیحیت تفاوت بود؟"
یا در جایی دیگر آقای مشایی اینگونه می گوید: "بدون واهمه می گویم: جهان آینده متعلق به همه انسان ها است. هر منطقی که بین انسان ها فرق بگذارد محکوم به شکست است. هر منطقی که به خط کشی بین انسان – جمله استراتژیک است- هر منطقی که به خط کشی بین انسان ها بینجامد منطقی است که در آینده خریدار ندارد." (سایت شخصی مشایی30 مرداد 87) "مأموریت انسان بر روی زمین این است که جانشین خدا باشد، به جای خدا تصمیم بگیرد و به جای خدا اراده کند" (سایت عصر ایران 18 مرداد 1389) 
آقای مشایی در مراسم تودیع و معارفه وزرای علوم دولت های نهم و دهم در دانشگاه شهید بهشتی در سخنانی قابل تأمل گفت: "نمی خواهم فلسفی صحبت کنم، ذوقی می گویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید. ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید. دلش خواست شناخته شود. یک کسی را باید خلق می کرد که بتواند بشناسد. انسان اهمیتش به همین علم است. اگر علم را برداریم انسان حذف می شود. انسان را که حذف کنیم، دیگر نیازی به حذف خدا نیست، زیرا خدا دیگر خودش حذف شده است".
آقای مشایی، در مراسم ثبت میراث معنوی نیمه شعبان در 30 مرداد 87 اینگونه اظهار می دارد: "انسان متعلق به همه عالم است و همه عالم متعلق به انسان است انفکاک جهانی که به وجود آمده است تنها به دست قدرت‌ها بوده است در تمام تاریخ جنگی بین مردم و مردمی دیگر وجود نداشته است این موضوعیت ندارد منطق ندارد جنگ‌ها بین قدرت‌ها بوده است. تمام کسانی که در جهت تفکیک مردم کوشیده‌اند در نهایت شکست خورده‌اند."
نکته ی جالب تطبیق صحبت های آقای مشایی با «محمود هومن» فرمانروای شورای عالی ایران و یکی از فراماسونرهاست که پیشنهاد می¬کند که ملت ها به جای بزرگنمایی نقاط منفی تاریخ خود که شامل جنگ¬ها و نظایر آن می¬شود، به نکات انسانی تاریخ خود تکیه کنند که موجب وحدت ملت ها می شود. آقای مشایی در ادامه برای توضیح صحبتهایش به نتایج مخرب جنگ جهانی دوم اشاره می کند وی در ادامه تصریح کرد: "این حرف‌هایی که بنده می‌زنم عین آموزه‌های دینی است هر کسی شک دارد برای بحث 100 ساعته آماده هستم"!!!

/ 0 نظر / 261 بازدید